يافتاح

زين گونه ام كه درغم غربت شكيب نيست ...

گرسركنم شكايت هجران، غريب نيست ....

جانم بگير وصحبت جانانه ام ببخش يارا....

كز جان شكيب هست وزجانان شكيب نيست..



يا مولا امان ازغم غربت

آقاي من تابه كي تنها؟؟تابه كي خسته ؟؟

چه زماني تمام شوداين شب ظلماني؟؟

بياكه آمدنت را نياز دارم ..

منبع:در انتظار بهار