منم عمّار همون بچّه بسیجی
زخاک فّکه و فاو و دوئیجی
همون سینه زنی که میره هیئت
کلاس عشق بازی با ولایت
همونی که شنیده «أین عمّار»
دلش آتیش گرفته از غم یار
نوشته نامه ای از جان به جانان
به نام حق تعالی رب منّان
سلام مولای من سّید علی جان
سلام ای رهبرم ای جان ایران