کلیات اقتصاد8
پس از گذراندن اين درس با مطالب زير آشنا ميشويم:
1. تعريف حسابداري اقتصاد ملي؛
2. فعاليتهايدخيل در توليد ناخالص ملي؛
3. روشهاي محاسبه توليد ناخالص ملي؛
4. تعريف مفاهيمي چون توليد ناخالص ملي اسمي و حقيقي، توليد ناخالص داخلي، توليد خالص ملي و درآمد ملي.
در هر جامعه، سالانه مقادير زيادي کالا و خدمت توليد و مصرف ميشود. مقدار توليد آن دو در هر جامعه، به نوعي نشاندهنده قدرت اقتصادي آن جامعه و نيز سطح زندگي مردم آن است؛ زيرا توليد بيشتر به معنايدرآمد و مصرف بيشتر و در نتيجه رفاه بيشتر است؛ ازاينرو دولتها ميكوشند به منظور اندازهگيري سطح رفاه جامعه، با جمعآوري آمار و اطلاعات در زمينههاي مختلف، تصوير درستي از ساختار اقتصاد ملي ارائه دهند. يكي از اين زمينهها، توليد ملي است كهاينك به بررسي آن ميپردازيم.
. در حسابداري اقتصاد ملي، فقط آن دستهاز فعاليتهاي توليدي محاسبه ميشود كه ... .
Top of Form
|
|
|
أ. از بازار عبور كنند و به توليد محصولات نهايي بينجامد؛ |
|
ب. توليدكننده آنها را در ازايدريافت پول به مصرفكننده تحويل دهد و از نوع كالاهاي نهايي باشد؛ |
|
ج. گزينه «أ» و «ب» درست است؛ |
|
د. در داخل كشو رصورت گيرند. |
2. فعاليتهايي كه در مبادله وارد نميشوند؛ وليدر توليد ملي به حساب ميآيند، عبارتند از ... .
Top of Form
|
|
|
أ. محصولاتي كه خود توليدكننده مصرف ميكند؛ |
|
ب. محصولاتي كه به در ميرود؛ |
|
ج. محصولاتي كه صادر ميشود؛ |
|
د. هر سهگزينه درست است. |
در هر جامعه، سالانه مقادير زيادي كالا و خدمت توليد و مصرف ميشود. مقدار توليد آن دو در هر جامعه، به نوعي نشاندهنده قدرت اقتصادي آن جامعه و نيز سطح زندگي مردم آن است؛ زيرا توليد بيشتر، به معنايدرآمد و مصرف بيشتر و در نتيجه رفاه بيشتر است. دولتها ميكوشند با بهكارگيري سياستهايگوناگون، توليد را در جامعهافزايش دهند؛ زيرا افزايش آن علامت کاميابيدولت در عرصه اقتصاد است. توليد، توزيع، سرمايهگذاري و مصرف، عمليات اقتصادي پيچيدهاند كه براي شناخت و اندازهگيري آنها لازم است آمار و اطلاعات گستردهايدر اقتصاد جمعآوري شود تا در قالب آن، ارائه تصويريروشن از ساختار اقتصاد ملي و چگونگي عملكرد آن امكانپذير شود. حسابداري ملي، اين وظيفه را به عهده دارد.
تعريف حسابداري ملي
حسابداري ملي شاخهاي از مطالعات اقتصادي است كه به بررسي و اندازهگيري جامع، منظم و كمي فعاليتهاي اقتصادي طي يك دوره مالي، در سطح ملي ميپردازد؛ مثلاً مقدار توليد را در جامعه محاسبه ميكند. اين بررسي، تصويريروشن از اقتصاد ارائه ميدهد.
شاخصهاي مورد بررسيدر حسابداري ملي، متغيرهاي اساسيدر سه زمينه عمده توليد، مصرف و تشكيل سرمايه؛ نظير سطح زندگي و درآمد مردم، مقدار پسانداز و سرمايهگذاري و نيز تغييرات ايجاد شده در هر كدام از آنها به واسطهاجراي سياستهاي اقتصاديدولت است.
توليد ملي و اندازهگيري آن
يكي از مهمترين شاخصهايي كه حسابداري ملي آن را اندازه ميگيرد، مقدار كل توليد در جامعه است. اينكه جامعهايدر طول يك سال چه مقدار محصول توليد ميكند، اهميت زياديدارد؛ زيرا نشاندهنده قدرت و توان اقتصادي آن جامعه، سطح رفاه، مقدار پسانداز و سرمايهگذاري و در نهايت امكان پيشرفت آن جامعه در آينده است. نظر بهاهميت توليد ملي، در تمامي جوامع آن را اندازه ميگيرند. از ديدگاه حسابداري ملي فعاليت توليدي، فعاليتي است كه كالا و خدمت مورد نياز مردم را تهيه کند يا ارزش كالا و خدمتيرا كه از پيش تهيه شدهاست، افزايش دهد.
با اين حال در حسابداري ملي، فقط آن دستهاز فعاليتهاي توليدي محاسبه ميشود كه دارايدو شرط ذيل باشد:
1. از بازار عبور كنند؛ يعني توليدكننده آنها را در ازايدريافت پول به مصرفكننده تحويل دهد؛ پس اگر شخصي براي تعمير منزل خود به معمار پول بپردازد، يك فعاليت توليدي صورت گرفته، و ارزش آن محاسبه ميشود؛ اما اگر خودش آن را تعمير كند، محاسبهاي صورت نميگيرد. قاعده كلي اين است؛ اما در اين قاعدهاستثناهايي وجود دارد؛ يعني محصولاتي وجود دارد كه در بازار مبادله ميشود؛ وليدر توليد ملي به حساب نميآيد؛ همچنين توليداتي وجود دارد كه در بازار مبادله نميشود؛ اما در توليد ملي به حساب ميآيد. بعضي از مبادلههايي كه در توليد ملي به حساب نميآيند، مربوط به مبادله محصولاتي است كه در دوره مورد نظر توليد نشدهاند؛ مانند خودروي مستعمل توليد شده در سالهايگذشته كهالان صاحب اول آن را به نفر دومي ميفروشد. كالاهاي غير مجاز نيز اينگونهاند و ممكن است توليد و مبادله شوند؛ وليدر توليد ملي به حساب نميآيند.
ميتوان از فعاليتهايي كه در مبادله وارد نميشوند، وليدر توليد ملي به حساب ميآيند، آن مقدار از محصولات را نام برد كه خود توليدكننده آن را مصرف ميكند. براي اين منظور معادل ارزش مبادلهاي اين محصولات برآورد شده و در توليد ملي به حساب ميآيد. دسته ديگر اين فعاليتها، مربوط به مالكيت واحدهاي مسكوني است. معمولاً اجاره بهاي خانههايي كه تحت سكونت صاحبان آنهاست، برآورد شده و در توليد ملي منظور ميشود. دسته سوم، كارمزد احتسابي بانك و ديگر نهادهاي مالي است. بانك براي نگهداري حسابهايديداري مشتريان خود، كارمزد دريافت نميكند، در عوض وجوه اين حسابها را وام داده، درآمد حاصل را بهطور ضمني به حساب هزينهارائه خدمات خود به صاحبان سپرده، منظور ميكند. به همين ترتيب سپردهگذاران در مقابل سپردههاي ديداري خود سود نميگيرند و در عوض كارمزدي هم به بانك نميپردازند؛ وليدر احتساب حسابهاي ملي، كارمزد احتسابي برآورد شده، از يكسو به حساب درآمد بانك و از سويديگر به حساب هزينه بخشهاي اقتصادي كه از خدمات بانك استفاده ميكنند، منظور ميشود.
2. فعاليتهايي كه به توليد محصولات نهايي بينجامد؛ كالاهايي را كه توليدكنندگان به بازار عرضه ميكنند يا مصرفكنندگان ميخرند و به مصرف ميرسانند يا ديگر توليدكنندگان ميخرند و در توليد كالاهاي ديگر استفاده ميكنند. كالاهايگروه اول را «كالاهاي نهايي» و كالاهايگروه دوم را «كالاهاي واسطهاي» مينامند. از آنجا كه ارزش كالاهاي واسطهاي در بطن كالاهاي نهايي وجود دارد، در محاسبه توليد كل جامعه از محاسبه ارزش كالاهاي واسطهاي صرف نظر كرده و فقط كالاهاي نهايي را محاسبه ميكنند؛ در غير اين صورت ارزش كالاهاي واسطهاي ممكن است چند بار محاسبه شود.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. حسابداري ملي، شاخهاي از مطالعات اقتصادي است كه به بررسي و اندازهگيري جامع، منظم و كمّي فعاليتهاي اقتصادي ميپردازد؛
2. يكي از مهمترين شاخصهايي كه حسابداري ملي آن را اندازه ميگيرد، مقدار كل توليد در جامعهاست؛
3. در حسابداري ملي، فقط آن دسته از فعاليتهاي توليدي محاسبه ميشود كه اين دو شرط را داشته باشند: 1. از بازار عبور كند؛ 2. به توليد محصولات نهايي بينجامد.
4. محصولاتي را كه خود توليدكنندگان مصرف ميكنند، اجارهبهاي خانههايي است كه صاحبانشان در آنها سكونت دارند. كارمزد احتسابي بانكها هر چند از بازار عبور نميكند، در توليد ملي وارد ميشوند.
. كدام گزينه نادرست است؟
Top of Form
|
|
|
أ. حسابداري اقتصاد ملي، شاخهاي از مطالعات است كه به بررسي و اندازهگيري جامع، منظم و كمّي فعاليتهاي اقتصادي در سطح ملي ميپردازد؛ |
|
ب. شاخصهاي مورد بررسي در حسابداري اقتصاد ملي، متغيرهاي اساسيدر سه زمينه عمده توليد، مصرف و تشكيل سرمايه است؛ |
|
ج. اگر شخصي خودروي خود را خودش تعمير كند، ارزش ايجاد شده در توليد ملي محاسبه ميشود؛ |
|
د. ارزش كالاهاي واسطهاي در توليد ملي محاسبه نميشود؛ بلكه فقط كالاهاي نهايي محاسبه ميشوند. |
2. مقدار كل توليد جامعه، نشاندهنده ... .
Top of Form
|
|
|
أ. توان اقتصادي آن جامعه است؛ |
|
ب. سطح رفاه آن جامعه است؛ |
|
ج. مقدار پسانداز و سرمايهگذاري و پيشرفت آن جامعه در آينده است؛ |
|
د. هر سهگزينه درست است. |
يكي از مهمترين شاخصهايي که حسابداري ملي آن را اندازه ميگيرد، مقدار کل توليد در جامعه است و اينکه جامعهايدر طول يک سال چه مقدار محصول توليد ميکند. توليد اهميت زيادي دارد؛ زيرا نشاندهنده توان اقتصادي آن جامعه، سطح رفاه، ميزان پسانداز و سرمايهگذاري و در نهايت امکان پيشرفت آن جامعه در آينده است. نظر به اهميت توليد ملي، در تمام جوامع آن را اندازه ميگيرند. بهطور کلي براي محاسبه توليد ملي از سه روش مختلف و در عين حال مساوي استفاده ميشود. که در اين قسمت بررسي خواهند شد.
1. روشهاي محاسبه توليد ناخالص ملي، عبارتند از... .
Top of Form
|
|
|
أ. روش توليد، روش درآمد و روش سرمايهگذاري؛ |
|
ب. روش مخارج، روش ماليات و روش پسانداز؛ |
|
ج. روش سرمايهگذاري، روش هزينه و روش درآمد؛ |
|
د. روش هزينه، روش توليد و روش درآمد. |
2. منظور از توليد ناخالص ملي، ... .
Top of Form
|
|
|
أ. ارزش كليه كالاها و خدمات نهايي است كه مردم يك كشور در قلمرو جغرافيايي كشور توليد ميكنند؛ |
|
ب. ارزش كليه كالاها و خدمات نهايي است كه مردم يك كشور در قلمرو اقتصاد ملي توليد ميكنند؛ |
|
ج گزينه «أ» و «ب» درست است؛ |
|
د. هيچكدام. |
توليد ناخالص ملي
تعريف توليد ناخالص ملي
توليد ناخالص ملي ( Grass National Product) كه بهاختصار G.N.P ناميده ميشود، يكي از مهمترين شاخصهاي اقتصادي جامعه است كه ميزان آن، قدرت اقتصادي، درجه پيشرفت و سطح زندگي هر ملت را نشان ميدهد. اين شاخص را ميتوان بدين صورت تعريف کرد:
توليد ناخالص ملي، ارزش كليه كالاها و خدمات نهايي است كه مردم يك كشور در طول يك سال در قلمرو اقتصاد ملي – داخل و خارج از كشور – توليد ميكنند.
كلمه ناخالص، بيانگر اين است كه هيچ كاهشي براي استهلاك سرمايه صرف شده براي توليد محصولات جاري در نظر گرفته نشدهاست.
روشهاي محاسبه توليد ناخالص ملي
بهطور كلي براي محاسبه GNP از سه روش مختلف و در عين حال مساوي استفاده ميشود. اين روشها عبارتند از:
1. روش توليد
در اين روش براي محاسبه توليد ناخالص ملي، ارزش پولي كليه محصولات توليد شده در يك دوره زماني جمع بسته ميشود. در اين روش بايد دقت شود هر محصولي تنها يك بار منظور شود. محصولاتي مانند گندم يا فولاد تا رسيدن به دست مصرفكننده مراحل مختلفيرا طي ميكنند. در اين موارد بهتر است براي پيشگيري از احتساب مضاعف، ارزش افزوده هر مرحله از توليد با هم جمع بسته شود. «ارزش افزوده»، افزايشي است كه بهارزش يك محصول در حين انجام يك مرحله توليد اضافه ميشود. به عبارت ديگر، ارزش افزوده، اختلاف بين ارزش محصول و ارزش عوامل توليد بهكار رفته در آن است؛ بنابراين براي محاسبه GNP يا بايد ارزش پولي محصولات نهايي يا ارزش افزوده هر بخش اقتصادي با هم جمع بسته شود. منظور از «بخش اقتصادي»، مجموعه واحدهاي توليدي است كه فعاليتهاي مشابهي انجام ميدهند. ارزش افزوده هر بخش را همه ساله اداره حسابهاي اقتصادي بانك مركزي تهيه و منتشر ميكند.
2. روش درآمد
در اين روش به توليد ناخالص ملي از بعد درآمدهاي كسب شده در اقتصاد نگاه ميشود. در ازاي هر محصولي كه توليد ميشود، درآمدي به صاحبان عوامل توليد آن پرداخت ميشود. جمع اين درآمدها مقدار GNP را در يك دوره زماني معين نشان ميدهد. از آنجا كه GNP را به قيمت بازار محاسبه ميكنند، به مجموع درآمدها، استهلاك سرمايه و مالياتهاي غير مستقيم را اضافه ميكنند؛ بنابراين خواهيم داشت:
مالياتهاي غير مستقيم + استهلاك سرمايه + سود+ اجاره+ دستمزد= توليد ناخالص ملي به قيمت بازار
روش هزينه
در اين روش به جاي محاسبه ارزش پولي توليدات، از معادل آنها استفاده ميشود كه مخارج صرف شده براي تهيه آنهاست. در اين روش، توليد ناخالص ملي، برابر جمع مخارج سالانه عاملهاي اقتصادي است. اصولاً براي كالاها و خدماتي كه در يك اقتصاد توليد ميشود، پنج استفاده مختلف وجود دارد. اين محصولات را يا مردم مصرف ميكنند كه بهصورت هزينه مصرفي بخش خصوصي نشان داده ميشود، يا دولت مصرف ميكند كه بهصورت هزينه مصرفي بخش دولتي نشان داده ميشود، يا بخش خصوصي سرمايهگذاري ميكند، يا بهطور خالص صادر ميشود (صادرات منهاي واردات) و يا به ذخيرههاي انبار اضافه ميشود؛ بنابراين توليد ناخالص ملي به پنج نوع مصرف اختصاص مييابد. هزينهاي كه اين پنج گروه ميپردازند، تمام هزينه كالا، از جمله هزينه خالص ماليات غير مستقيم را دربرميگيرد. GNP اي كه به اين روش بهدست ميآيد GNP به قيمت بازار خوانده ميشود؛ بنابراين ميتوان نوشت:
هزينه هاي سرمايهگذاري خصوصي + خالص صادرات + تغيير در موجودي انبار + هزينه دولتي + هزينه مصرفي خصوصي = توليد ناخالص مالي به قيمت بازار
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. توليد ناخالص ملي، ارزش كليه كالاها وخدمات نهايي است كه مردم يك كشور در طول يك سال در قلمرو اقتصاد ملي توليد ميكنند؛
2. روشهاي محاسبه توليد ناخالص ملي عبارتند از روش توليد، روش درآمد و روش هزينه؛
3. در روش توليد، ارزش پولي كليه محصولات توليد شده در يك دوره زماني جمع بسته ميشود؛
4. در روش درآمد؛ دستمزد، اجاره، سود، استهلاك سرمايه و مالياتهاي غير مستقيم جمع بسته ميشود؛
5. در روش هزينه، توليد ناخالص ملي، برابر جمع مخارج سالانه عامل هاي اقتصادي است.
1. كدام گزينه درست است؟
Top of Form
|
|
|
أ. ارزش افزوده، افزايشي است كه به ارزش يك محصول هنگام انجام دادن يك مرحله توليد اضافه ميشود؛ |
|
ب. ارزش افزوده، اختلاف بين ارزش محصول و ارزش عوامل توليد بهكار رفته در آن است؛ |
|
ج. گزينه «أ» و «ب» درست است؛ |
|
د. هيچكدام. |
2. برايروش هزينه، موارد زير جمع بسته ميشود:
Top of Form
|
|
|
أ. هزينه دولتي، تغيير در موجودي انبار و خالص صادرات؛ |
|
ب. هزينه دولتي، تغيير در موجودي انبار، خالص صادرات، هزينه سرمايهگذاري خصوصي و هزينه مصرفي خصوصي؛ |
|
ج. دستمزد، اجاره، سود و استهلاك سرمايه؛ |
|
د. مالياتهاي غير مستقيم، هزينه مصرفي خصوصي، هزينه دولتي و خالص صادرات. |
توليد ناخالص ملي بر حسب واحد پول ملي سنجيده ميشود؛ زيرا نميتوان مثلاً سه تن برنج را با صد متر پارچه و هزار دستگاه خودرو جمع بست؛ اما ميتوان ارزش آنها را برحسب پول محاسبه کرد و حاصل جمع آنها را بهدست آورد. بدين ترتيب ميتوان مقدار توليد جامعه را در سالهاي مختلف با هم مقايسه کرد؛ مثلاً ممکن است مقدار توليد ناخالص ملي طي سالهاي متوالي رو به افزايش باشد، آيا ميتوان گفت فعاليتهاي اقتصادي اين کشور در طول اين سالها افزايش يافته است؟ پاسخ اين است که اعداد، افزايش را نشان ميدهند؛ اما نميتوان آن را حتماً بهحساب افزايش فعاليتها اقتصادي کشور گذاشت. اين افزايش، از قيمت و مقدار توليد سرچشمه ميگيرد. براي تفكيك اثر قيمت از اثر مقدار، توليد ناخالص مليرا به دو روش متفاوت بهدست ميآورند كهاينك آن را توضيح ميدهيم.
1. منظور از توليد ناخالص ملي اسمي، ... .
Top of Form
|
|
|
أ. محاسبه توليد ناخالص ملي به قيمتهاي سال پايه است؛ |
|
ب. محاسبه توليد ناخالص ملي به قيمتهاي سال جاري است؛ |
|
ج. محاسبه توليد ناخالص ملي به قيمتهاي تعديل شده است؛ |
|
د. هيچكدام. |
2. در محاسبه توليد ناخالص ملي حقيقي، ... .
Top of Form
|
|
|
أ. تمام مقادير توليد در قيمتهاي سال جاري ضرب ميشود؛ |
|
ب. تمام مقادير توليد در قيمتهاي سال پايه ضرب ميشود؛ |
|
ج. تمام مقادير توليد در قيمتهاي تعديل شده ضرب ميشود؛ |
|
د. هيچكدام. |
توليد ملي اسمي و حقيقي
مقدمه
توليد ناخالص ملي بر حسب واحد پول ملي سنجيده ميشود؛ زيرا نميتوان مثلاً دو تن پنير، سه تن گندم و هزار دستگاه يخچال را با هم جمع بست؛ اما ميتوان ارزش آنها را بر حسب پول محاسبه كرد و حاصل جمع آنها را بهدست آورد. بدين ترتيب ميتوان مقدار توليد جامعه را در سالهاي مختلف با هم مقايسه كرد؛ مثلاً ممكن است مقدار توليد ناخالص ملي طي سه سال متوالي به ترتيب هزار، دو هزار و سه هزار ميليارد تومان باشد. با توجه بهاين ارقام، آيا فعاليتهاي اقتصادي اين كشور در طول سه سال گذشته افزايش يافته است؟ پاسخ اين است كه اين ارقام، ظاهراً افزايش را نشان ميدهند؛ اما نميتوان آن را حتماً به حساب افزايش فعاليتهاي اقتصادي كشور گذاشت. ارقام محاسبه شده براي هر سال، در اصل حاصل ضرب مقدار كالاهاي توليد شده در قيمتهر واحد از آن كالاهاست. پس افزايش از هزار ميليارد به دو هزار ميليارد، ممكن است به دليل افزايش مقدار توليد يا افزايش قيمت هر واحد كالا يا هر دوي آنها باشد. اگر جامعه دچار تورم باشد، مقدار توليد كل، هر سال رقم بزرگتري را نشان ميدهد، درحاليكه اين رقم بزرگ به معناي افزايش توليد نيست. برايرفع اين مشكل، سال معيني به عنوان سال پايه انتخاب ميشود و ارزش محصولات هر سال را بر حسب قيمت سال پايه محاسبه ميكنند.
تعريف سال پايه
منظور، سالي است كه از آن زمان به بعد، سريِ زماني شاخصهاي كلان اقتصادي شروع ميشود. براي مثال، فرض كنيد هدف برنامهريزان و اقتصاددانان، بررسي سير تحولات قيمت در كشور باشد. براي اين بررسي بايد سال خاصي را در نظر بگيرند. اين سال خاص، سال پايه بررسي تحولات قيمت خواهد بود. سال پايه براي هميشه ثابت باقي نميماند؛ بلكه در نتيجه تحولات اقتصادي بزرگ كه نقطه عطفيدر روند متغيرهاي كلان اقتصادي بهشمار ميآيد، تغيير مييابد.
از آنجا كه براي تجزيه و تحليل اقتصاد مهم است دانسته شود که تغيير در توليد ناخالص ملي ناشي از تغيير قيمت است يا تغيير مقدار، توليد ناخالص ملي را با هر دو قيمت محاسبه ميكنند.
تعريف توليد ناخالص ملي اسمي و حقيقي
اگر توليد ناخالص ملي به قيمتهاي جاري محاسبه شود، به آن «توليد ناخالص ملي اسمي» و اگر به قيمتهاي سال پايه محاسبه شود، به آن «توليد ناخالص ملي حقيقي» گفته ميشود.
مثال
فرض كنيد اطلاعات زير براي يك اقتصاد فرضي براي سالهاي 76 و 85 موجود است. با توجه بهاين اطلاعات، GNP اسمي و حقيقي در اين دو سال بهصورت زير محاسبه ميشود:
|
سال شماره كالا |
85 |
86 | ||
|
قيمت 1P |
مقدار 1q |
قيمت0P |
مقدار 0q | |
|
1 |
2 |
20 |
1 |
10 |
|
2 |
3 |
30 |
5/1 |
20 |
|
3 |
4 |
40 |
2 |
30 |
|
4 |
5 |
50 |
5/2 |
40 |
|
5 |
6 |
60 |
3 |
50 |
اگر سال 76 سال پايه در نظر گرفته شود، GNP اسمي و حقيقي آن، برابر 350 تومان خواهد بود.
GNP اسمي و حقيقي سال 1376
علت اينكه در سال پايه GNP اسمي و حقيقي برابرند، اين است كه سال پايه در مقايسه با خودش، سال جاري نيز هست؛ ازاينرو به اعتبار سال جاري بودن، GNP اسمي نيز دارد.
GNP اسمي سال 1385
GNP واقعي سال 1385
ملاحظه ميشود GNP اسمي سال 76 و 85، به ترتيب 350 و 900 تومان است كه GNP سال 85 در مقايسه با سال 76 تقريباً 157 درصد افزايش را نشان ميدهد. با ملاحظه بيشتر در مييابيم بخشي از اين افزايش، از افزايش كمي محصولات و بخش ديگر، از افزايش قيمتها ناشي شدهاست. اگر بخواهيم افزايش حقيقي محصولات را در سال 85 در مقايسه با سال 76 اندازه بگيريم، كافي است توليد حقيقي سال 85 را با توليد سال 76 مقايسه كنيم. در اين صورت مقدار افزايش حقيقي به 29 درصد كاهش مييابد؛ يعني 128 درصد افزايش GNP اسمي، از افزايش قيمتها ناشي شده است.
GNP اسمي، تقريباً 157 درصد افزايش را نشان ميدهد.
بنابراين رشد حقيقي GNP، تقريباً برابر 29 درصد است.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. منظور از «سال پايه»، سالي است كهاز آن زمان به بعد، سري زماني شاخصهاي كلان اقتصادي آغاز ميشود؛
2. اگر توليد ناخالص ملي به قيمتهاي جاري محاسبه شود، به آن «توليد ناخالص ملي اسمي» و اگر به قيمتهاي سال پايه محاسبه شود، به آن «توليد ناخالص ملي حقيقي» گفته ميشود؛
3. تفاوت در مقادير توليد ناخالص ملي سالهاي مختلف، از تفاوت در قيمت و مقدار توليد سرچشمه ميگيرد.
1. كدام گزينه درست است؟
Top of Form
|
|
|
أ. در سال پايه، GNP اسمي و حقيقي برابرند؛ |
|
ب. در سال پايه، GNP اسمي از حقيقي بزرگتر است؛ |
|
ج. در سال پايه، GNP حقيقي از اسمي بزرگتر است؛ |
|
د. هيچكدام. |
2. اگر در دو سال متوالي مقدار GNP متفاوت باشد، اين تفاوت ... .
Top of Form
|
|
|
أ. فقط ناشي از افزايش قيمت است؛ |
|
ب. فقط از افزايش مقدار سرچشمه ميگيرد ؛ |
|
ج. از هر دو عامل ناشي ميشود؛ |
|
د. معلوم نيست از کداميک از دو عامل سرچشمه گرفته است. |
در قسمتهاي پيشين بيان کرديم که در هر جامعه، سالانه مقادير زيادي کالا و خدمت توليد و مصرف ميشود و دولتها ميکوشند با بهکارگيري روشهايي، آمار و اطلاعات گستردهايدرباره آنها جمعآوري کنند. شاخصهاي مورد بررسي، متغيرهاي اساسيدر سه زمينه عمده توليد، مصرف و تشکيل سرمايه؛ نظير پسانداز، سرمايهگذاريدرآمد و سطح زندگي و نيز تغييرات ايجاد شده در هرکدام از آنهاست. در قسمتهاي قبل بعضي از شاخصها نظير توليد ناخالص ملي حقيقي و اسمي بررسي شدند و در اين قسمت به بررسي شاخصهاي ديگر نظير درآمد ملي، درآمد سرانه و توليد خالص ملي ميپردازيم.
1. درآمد سرانه، عبارت است از... .
Top of Form
|
|
|
أ. درآمدي كه هر فرد طي يك سال ايجاد ميكند؛ |
|
ب. درآمدي كه هر فرد طي يك سال دريافت ميكند؛ |
|
ج. درآمد ملي تقسيم بر تعداد جمعيت كشور؛ |
|
د. درآمدي كه هر فرد طي يك سال پس از پرداخت مالياتهاي شخصي بهدست ميآورد. |
2. توليد خالص ملي، عبارت است از ... .
Top of Form
|
|
|
أ. توليد ناخالص ملي پس از كسر هزينههاي توليد؛ |
|
ب. توليد ناخالص ملي پس از كسر استهلاك سرمايه صرف شده هنگام توليد؛ |
|
ج. توليد ناخالص ملي پس از كسر تمام هزينهها؛ |
|
د. هيچكدام. |
توليد ناخالص داخلي
توليد ناخالص داخلي، شاخص ديگري است كه وضعيت اقتصادي جامعه را نشان ميدهد. اين شاخص
«Gross Domestic Product» نام دارد كه بهاختصار G.D.P ميگويند و ميتوان بهصورت زير تعريف کرد:
«توليد ناخالص داخلي»، ارزش كليه كالاها وخدمات نهايي است كه مردم يك كشور و خارجي هاي مقيم آن در طول يك سال، در محدوده مرزهاي جغرافيايي آن كشور توليد ميكنند.
كلمه داخلي، نمايانگر GDP و GNP است؛ زيرا در محاسبه GDP درآمد حاصل از سرمايهگذاريها در خارج و داراييهاي خارج از كشور لحاظ نميشود؛ بلكه فقط ارزش پولي كليه محصولات توليد شده در داخل در نظر گرفته ميشود. GDP، يك معيار اندازهگيري ناخالص در اقتصاد داخلي است؛ زيرا هزينه استهلاك ماشين آلات و ديگر داراييهاي سرمايهاي از آن كسر نشدهاست. اگر از GNP خالص درآمد عوامل توليد ملي از خارج كسر شود، توليد ناخالص داخلي بهدست ميآيد. منظور از خالص درآمدِ عوامل توليد ملي از خارج، تفاضل بين درآمد عوامل توليد ملي از خارج و درآمد عوامل توليد خارجي از داخل است. اگر مقدار GNP از GDP بيشتر شود، بهاين معناست كه دريافتهاي افراد آن كشور كه درخارج فعاليت ميكنند، بيشتر از دريافتهاي خارجيان مقيم در داخل آن كشور است.
توليد ناخالص ملي بالقوه
منظور، مجموع ارزش محصولات نهايي است كهافراد يك كشور ميتوانند در قلمرو اقتصاد ملي در يك سال معين به قيمتهاي جاري هنگامي كه نرخ بيكاري كمتر از چهار درصد است، ايجاد كنند. GNP بالقوه با ضرب 96 درصد نيروي كار در كل تعداد ساعات كار ساليانه و در ميانگين بهرهدهي نيروي كار در سطح اشتغال كامل است. شكاف بين GNP بالفعل و بالقوه، معياري است براي اندازهگيري ارزش محصول از دست رفته هنگامي كه نرخ بيكاري بيش از چهار درصد است.
توليدخالص ملي
يكيديگر از شاخصهاي اقتصادي جامعه، توليد خالص ملي است. اين شاخص را «Net National Product» ميگويند كه بهاختصار N.N.P ناميده ميشود و ميتوان بهصورت زير تعريف کرد:
«توليد خالص ملي»، ارزش كليه كالاها وخدمات نهايي است كه مردم يك كشور در طول يك سال در قلمرو اقتصاد ملي پس از كسر استهلاك سرمايه صرف شده هنگام توليد ايجاد ميكنند.
طبيعي است بخشي از سرمايههاي يك كشور كه در فعاليتهاي توليدي بهكار گرفته ميشوند، به مرور زمان فرسوده شده و از بين ميروند؛ بنابراين بايد منابع و امكاناتي را صرف جبران اين فرسايش؛ يعني تعمير يا جايگزيني آنها کرد. به هزينه جايگزيني آن مقدار از كالاهاي سرمايهاي كه طي يك دوره حسابداري در فرايند توليد مستهلك ميشود، «هزينه» يا «ذخيرهاستهلاك سرمايه ثابت» گفته ميشود. مصرف سرمايه ثابت، مشخصكننده مقدار سرمايهگذاري جديد است كه موجودي سرمايه كشور را از آغاز تا پايان دوره حسابداري، بدون تغيير باقي ميگذارد. اين رقم كه براي تبديل توليد ناخالص كشور به توليد خالص بهكار گرفته ميشود، بايد كاهش ارزش كالاهاي سرمايهاي به سبب فرسودگي متعارف، خسارتهاي اتفاقي قابل پيشبيني و از مدافتادگي را جبران کند.
خسارت ناشي از حوادث غير قابل پيشبيني، نظير جنگ، زلزله، و استهلاك تأسيساتي، نظير سد، جاده، منابع طبيعي و حيوانات شيرده و باركش و همچنين تحليل ثروت ملي و منابع طبيعي از قبيل جنگلها، مراتع، نفت و معادن، در محاسبهاستهلاك سرمايه ثابت منظور نميشود.
درآمد ملي
شاخص ديگري كه در بررسي و تحليل شرايط اقتصادي كشورها مورد توجه قرار ميگيرد و اهميت خاصيدارد، درآمد ملي است. اين شاخص نيز مانند توليد خالص ملي و داخلي، نشاندهنده مقدار توانايي اقتصادي، سطح زندگي و رفاه هر جامعه است.
درآمد ملي،دربرگيرندهاقلام مختلف درآمد است كه در طول سال نصيب اعضاي جامعه ميشود. اين درآمدها عبارتند از درآمد حقوق بگيران، دستمزدها، درآمد صاحبان سرمايه (سود)، درآمد صاحبان املاك و مستغلات (اجاره بها)، درآمد صاحبان مشاغل آزاد، خالص درآمد از خارج و سودي كه نصيب شركتها و مؤسسهها ميشود.
اين شاخص را «National Income» ميگويند كه بهاختصار N.I ناميده ميشود و ميتوان آن را بهصورت زير تعريف کرد:
«درآمد ملي»، مجموع درآمدهايي است كه مردم يك كشور در قلمرو اقتصاد مليدر يك سال، پس از کسر سرمايههاي مستهلك شده، ايجاد ميكنند، نه درآمدهايي كه دريافت ميكنند.
درآمد ملي، هزينه توليد محصول نهايي يك سال را نيز نشان ميدهد. به درآمد ملي، «توليد خالص ملي به قيمت عوامل» (NNPF) نيز ميگويند.
درآمد سرانه
هر يك از شاخصهاي مطرح شده را ميتوان بر جمعيت تقسيم کرده و بهصورت سرانه مطرح ساخت. براي مثال، ميتوان درآمد ملي را بر جمعيت تقسيم کرده و بهصورت سرانه را بهدست آورد. با توجه به تفاوت چشمگير جمعيت كشورهاي مختلف، محاسبه شاخصها بهصورت سرانه كه نشانگر سهم متوسط هر فرد در مقدار توليد يا درآمد آن جامعهاست، ميتواند معيار بهتري براي مقايسه سطح زندگي و رفاه افراد جوامع مختلف باشد. درآمد يا توليد سرانه تا حدودي قدرت خريد، پسانداز و سرمايهگذاري را نشان ميدهد. بايد توجه داشت که درآمد سرانه، اختلاف درآمد بين طبقات مختلف جامعه را نشان نميدهد؛ بلکه فقط درآمد متوسط را معرفي ميکند.
درآمد شخصي
منظور، درآمدي است که افراد از کليه منابع ممکن در طول يک سال پيش از پرداخت مالياتهاي شخصيدريافت ميکنند. درآمد شخصي، اغلب شامل حقوق، دستمزد، درآمد حاصل از کارفرمايي، اجاره، سود سهام، درآمد حاصل از تفاوت بين دريافتهاي افراد از تأمين اجتماعي و حق بيمههايپرداختي به تأمين اجتماعي است؛ بنابراين درآمد ملي با درآمد شخصي برابر نيست. براي تعيين درآمد شخصي از درآمد ملي، بايد تعديلهاييدر درآمد ملي صورت گيرد؛ مثلاً بخشي از سود شرکتها که تقسيم نميشود و در شرکتها باقي ميماند، يا ماليات بر سود شرکتها و حق بيمههايي که بر عهده خانوارهاست، از درآمد ملي کسر شود. از سويديگر، اقلامي مانند حقوق بازنشستگي که جزو درآمد ملي اين دوره نيست، يا پرداختهاي انتقاليدولت بهافراد، بايد به درآمد ملي اضافه شود تا درآمد شخصي بهدست آيد. درآمد شخصيرا «Personal Income» مينامند که بهاختصار بهصورت P.I نشان ميدهند.
درآمد شخصي قابل تصرف
منظور، مجموع درآمدي است که خانوارها پس از پرداخت مالياتهاي شخصي ميتوانند خرج کنند. ماليات شخصي، شامل ماليات بر درآمد، دارايي، ارث، و هداياست. درآمد شخصي قابل تصرف را ميتوان بنا بر سليقههاي شخصي بدون هيچگونه کسر ديگري هزينه کرد. اين درآمد را «Disposable Income» مينامند و به اختصار بهصورت D.I نشان ميدهند.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. «توليد ناخالص داخلي»، ارزش کليه کالاها و خدمات نهايي است که مردم يک کشور و خارجي هاي مقيم آن، در طول يک سال در محدوده مرزهاي جغرافيايي آن کشور توليد ميکنند؛
2. «منظور از توليد ناخالص ملي بالقوه»، مجموع ارزش محصولات نهايي است کهافراد يک کشور ميتوانند در قلمرو اقتصاد مليدر يک سال معين به قيمتهاي جاري هنگامي که نرخ بيکاري کمتر از چهار درصد است، ايجاد کنند؛
3. «توليد خالص ملي» عبارت است از توليد ناخالص ملي منهاي هزينه استهلاک سرمايه؛
4. «درآمد ملي»، مجموع درآمدهايي است که مردم يک کشور در قلمرو اقتصاد مليدر يک سال، پس از کسر سرمايههاي مستهلک شده، ايجاد ميکنند؛
5. اگر هر يک از شاخصهاي مطرح شده را بر جمعيت تقسيم کنيم، مقادير سرانه آنها بهدست ميآيد.
1. توليد ناخالص داخلي، عبارت است از... .
Top of Form
|
|
|
أ. ارزش پولي کليه کالاها و خدمات نهايي که تابعان يک کشور در طول يک سال توليد ميکنند؛ |
|
ب. ارزش پولي کليه کالاها و خدمات نهايي که مردم يک کشور و خارجيهاي مقيم، در طول يک سال در محدوده قلمرو جغرافيايي آن کشور توليد ميکنند؛ |
|
ج. ارزش پولي کليه کالاها و خدمات نهايي که تابعان يک کشور در قلمرو جغرافيا توليد ميکنند؛ |
|
د. هر سهگزينه درست است. |
2. «توليد ناخالص ملي بالقوه»، عبارت است از... .
Top of Form
|
|
|
أ. ارزش پولي محصولات نهايي که افراد يک کشور ميتوانند در قلمرو اقتصاد ملي، در يک سال هنگامي که نرخ بيکاري کمتر از چهار درصد است، توليد کنند؛ |
|
ب. ارزش پولي محصولات نهايي کهافراد يک کشور ميتوانند در قلمرو مرزهاي جغرافيايي توليد کنند؛ |
|
ج. ارزش پولي محصولات نهايي هنگامي که نرخ بيکاري کمتر از شش درصد است؛ |
|
د. هيچکدام. |
3. درآمد ملي را تعريف کنيد.
4. درآمد سرانه و درآمد شخصي را شرح دهيد.
منی که مایه ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی