جهان شناسی7
پس از گذراندن اين درس با مطالب زير آشنا ميشويم:
1. ويژگيهاي كلي فرشتگان در قرآن؛ 2. رتبههاي فرشتگان از نگاه قرآن؛ 3. ديدگاه قرآن درباره كارهاي فرشتگان؛ 4. تدبير جهان به وسيله فرشتگان:
در درسهاي پيش، ديدگاه قرآن درباره موجودات محسوس را روشن ساختيم. البته در ميان آفريدههاي الاهي موجوداتي نيز وجود دارد كه حس ما نميتواند آنها را درك كند. دستهاي از اين موجودات ملائكه (فرشتگان)اند و بخشي از "جهانشناسي" قرآن، در اين باره است؛ ازاينرو در اين درس، از فرشتگان سخن ميگوييم و درباره روش سخن گفتن قرآن از فرشتگان، ويژگيهاي کلي آنها و اختلاف رتبه و کارهاي ايشان بحث ميکنيم.
کداميک از گزينههاي ذيل درست است:
Top of Form
|
|
|
قرآن تنها از موجودات محسوس نام ميبرد؛ |
|
قرآن از موجودات غير محسوس نام ميبرد؛ |
|
قرآن از موجودات محسوس سخن ميگويد؛ |
|
گزينههاي «ب» و «ج» درست است. |
....، ويژگي کلي فرشتگان است.
Top of Form
|
|
|
نافرماني نکردن خدا؛ |
|
گاهي عبادت کردن خدا؛ |
|
همواره تسبيح خدا گفتن؛ |
|
گزينه «أ» و «ج» درست است. |
"جهان شناسي" در قرآن، منحصر به موجودات محسوس نيست؛ زيرا اين كتاب ارجمند، در ميان آفريدههاي الاهي كه همه جزئي از گيتي هستند، از موجوداتي نيز نام ميبرد كه ما ياراي درك حسّي آنان را نداريم. دستهاي از اين موجودات ملائكه (فرشتگان)اند. به همين دليل كه ما با حسّ خود نميتوانيم آنان را درك كنيم، از ويژگيهاي موجودي آنان و ماهيّتشان نميتوانيم آگاهي داشته باشيم مگر همانقدر كه آفريننده آنان در قرآن به ما معرفي فرموده است. آياتي كه در اين زمينه داريم، دو دستهاند: دستهاي كه اوصافي كُلّي را براي آنان ذكر ميفرمايد و دسته ديگر كه افعال و ويژگيهاي مخصوص برخي از آنها را.
آنچه اجمالاً از آيات شريف بهدست ميآيد اين است كه اينان، موجوداتي هستند كه نسبت به خدا عصيان نميكنند؛ از عبادت خسته و سير نميشوند و [پيوسته] خدا را تسبيح و تقديس مينمايند؛ نيز مأموران خداوند هستند. اينها همه يك صفات كُلّي است. نيز از آيات برميآيد كه اينان همه در يك سطح نيستند و برخي رتبههاي والاتري دارند. افعالي هم كه در قرآن بدانان نسبت داده ميشود، افعال گوناگوني است كه حاكي از انواع مختلف فرشتگان است (و اين معنا، گويا ظاهرتر است) و يا مربوط به مراتب مختلف وجود آنهاست.
اينك نمونههايي از هر دسته از آيات:
"الْحَمْدُ للهِِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَة مَثْني وَثُلاثَ وَرُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللهَ عَلي كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ". (فاطر، 1) سپاس تنها براي الله (سزاوار) است؛ آفريننده آسمانها و زمين (كه) فرشتگان را رسولاني گردانده، دارنده بالهايي دو يا سه يا چهارگانه. (او) هر چند بخواهد بر آفرينش ميافزايد. همانا خدا بر هر چيزي تواناست.
اين آيه، خداوند را به عنوان كسي معَرّفي ميكند كه فرشتگان را رسول قرار داده است. شايد از ظاهر آيه چنين برآيد كه همه فرشتگان، بهگونهاي رسالت دارند. البتّه اين برداشت خيلي قوي نيست؛ زيرا ممكن است نظر به قضيّه مهمله باشد؛ يعني در ميان فرشتگان، رسولاني دارد و اگر دليلي يافته ميشد كه برخي از آنان رسالتي ندارند، در آنصورت اين آيه آنرا نفي نميتوانست كرد.
"يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ..." اين جمله اشاره دارد بر اينكه بال فرشتگان، منحصر به چهار تا هم نيست و خدا اگر بخواهد، بالهاي بيشتري ميآفريند و چه بسا بتوان اين را نيز فهميد كه فرشتگاني نيز وجود دارند كه بيش از چهار بال دارند.
منظور از اين بالها چيست؟ آيا همانند پرندگانند؟ پس سه بال يعني چه؟ و يا اينكه منظور ديگري در بين است؟
البتّه اگر دليلي از خارج همراهي نكند، به صرف بعيد بودن سه بال نميتوانيم دست از ظاهر آيه برداريم؛ ولي چهبسا از برخي قراين در ميان آيات ديگر بتوان بهدست آورد كه اين تعبيرات ممكن است، تعبير كنايي يا مجاز باشند. بعد در جاي خود به آن خواهيم رسيد.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. قرآن از موجودات غير محسوس، مانند فرشتگان نام ميبرد؛
2. ويژگيهاي کلي فرشتگان در قرآن عبارتند از:
أ. نافرماني نکردن خدا؛
ب. سير و خسته نشدن از عبادت؛
ج. همواره تسبيح خدا گفتن؛
د. مأمور خداوند بودن؛
3. در ميان فرشتگانْ رسولان الاهي وجود دارد؛
4. "يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ..." اشاره دارد بر اينكه بال فرشتگان، منحصر به چهار بال هم نيست و خدا اگر بخواهد، بالهاي بيشتري ميآفريند و چهبسا بتوان فهميد كه فرشتگاني نيز وجود دارند كه بيش از چهار بال دارند؛
5. چهبسا تعبير از بال، تعبير كنايي يا مجاز باشد.
.....، ويژگي کلي فرشتگان در قرآن است.
Top of Form
|
|
|
مأمور خدا بودن؛ |
|
همواره عبادت کردن خدا؛ |
|
در يک رتبه بودن؛ |
|
گزينه «أ» و «ب» درست است. |
آيه «جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَة...» بر...... دلالت دارد.
Top of Form
|
|
|
رسالت داشتن همة فرشتگان؛ |
|
رسالت داشتن فرشتگان؛ |
|
منحصر نبودن بال هاي فرشتگان به چهار؛ |
|
گزينه «ب» و «ج» درست است. |
بال فرشتگان به چه معناست؟ توضيح دهيد.
در قسمت پيش، نکاتي درباره ويژگيهاي کلي فرشتگان ذکر کرديم. در اين قسمت، اختلاف رتبه و رساندن وحي توسّط فرشتگان را بررسي ميکنيم
کداميک از گزينههاي ذيل درست است:
Top of Form
|
|
|
مرتبه فرشتگان يکسان است؛ |
|
برخي فرشگان، برتر از برخي ديگرند؛ |
|
هر فرشتهاي مقامي دارد؛ |
|
گزينههاي «ب» و «ج» درست است. |
در صورت پذيرش اختلاف رتبه فرشتگان، ميتوان .... را از فرشتگان برتر شمرد.
Top of Form
|
|
|
جبرئيل؛ |
|
فرشته مرگ؛ |
|
نويسندگان اعمال؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
ـ در مورد اختلاف رتبه فرشتگان:
"وَما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ". (صافّات، 164) و از ما نيست جز آن كه براي آن رُتبهاي معيّن است.
يعني هر فرشتهاي، مقامي دارد. از برخي آيات ديگر نيز، كم و بيش ميتوان دريافت كه بعضي از فرشتگان نسبت به برخي ديگر، سِمَتِ فرمانروايي دارند؛ از جمله حضرت جبرائيل امين سلام الله عليه "مُطاع ثَمَّ أَمِين". (تكوير، 21) فرمان جبرئيل را در عالم ملكوت ميپذيرند؛ پس كساني هستند كه جبرئيل بر آنها فرمانرواست. همينگونه است نيز آيه مربوط به فرشته مرگ:
"قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ". (سجده، 12) بگو ميميراند شما را فرشته مرگ. و در برخي آيات ديگر:
"تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا". (انعام، 62) بميرانند او را رسولان ما.
در توجيه جمع آوردن (كه ملك الموت و رسُلُنا) فرموده، گفتهاند كه ملك الموت، مأمور قبض ارواح است؛ ولي اعواني دارد كه به وسيله ايشان، قبض روح ميكند؛ و چه بسا برخي از ارواح را هم خود اين فرشته عظيم الشأن الاهي قبض ميكند. عليه صلوات الله. پس معلوم ميگردد كه بين ملك الموت و رسل، تفاوت مرتبه وجود دارد.
كارهاي فرشتگان
برخي آيات به تصريح، كارهايي را به فرشتگان نسبت داده - و برخي ديگر - تنها عنوانهايي را يادآوري فرموده است كه ظاهراً يا احتمالاً بر ملائكه منطبق ميشود:
1. آياتي كه فرشتگان را حامل و رساننده وحي به پيامبران معرّفي ميكند:
"قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ". (نحل، 102) بگو جبرئيل آن را فرود آورد.
ظاهراً روح القدس در تطبيق با آيهاي ديگر، حضرت جبرئيل عليه السّلام است:
"مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلي قَلْبِكَ". (بقره، 97) هر كه خواهد دشمن جبرئيل باشد، همانا او فرود آورد آن (قرآن) را بر دل تو.
از پارهاي آيات ديگر چنين برميآيد كه در همين كار نزول وحي، فرشتگان ديگر نيز شركت دارند؛ حال يا همين وحي، يا بايد گفت وحي نيز مراتبي دارد كه برخي به وسيله جبرئيل عليه السّلام و برخي ديگر به وسيله ساير فرشتگان ابلاغ ميگردد:
"بِأَيْدِي سَفَرَة كِرام بَرَرَة". (عبس، 16) به دست سفيراني ارجمند و نيكوكار.
[اين آيه] از آياتي است كه صريحاً نميفرمايد اينان فرشتهاند؛ امّا از لحن آيه معلوم ميگردد كه چنين رسولاني جز فرشته نميتوانند بود. آياتي نيز داريم كه لحن كُلّي دارد:
"يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلي مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ". (نحل،2) خدا فرشتگان را به همراه روح از امر خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد، نازل ميكند.
لحن اين آيه كُلّي است؛ امّا روشن است كه كساني كه چنين بر آنها وحي ميشود، پيامبرانند و حاملان آن وحيها نيز فرشتگانند.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. هر فرشتهاي، مقامي دارد؛
2. برخي فرشتگان مانند جبرائيل و فرشته مرگ نسبت به برخي ديگر، سِمَتِ فرمانروايي دارند؛
3. جبرئيل، رساننده وحي به پيامبران است؛
4. فرشتگان، رساننده وحي به پيامبرانند؛
5. قرآن كريم جبرئيل و فرشتگان ديگر را رساننده وحي معرفي كرده است؛ جمع ميان اين دو آن است که در نزول همين وحي، جبرئيل و فرشتگان ديگر شركت دارند، يا آنکه وحي نيز مراتبي دارد كه برخي به وسيله جبرئيل و برخي ديگر به وسيله فرشتگان ديگر ابلاغ ميشود.
کداميک از گزينههاي ذيل درباره «قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ» و «تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا» درست است:
Top of Form
|
|
|
فرشته مرگ و فرشتگان بهطور مستقيم، جان همه انسانها را ميگيرند؛ |
|
فرشته مرگ، مأمور گرفتن جان است؛ ولي ياراني دارد كه به وسيله ايشان قبض روح ميكند؛ |
|
چهبسا فرشته مرگ، برخي از ارواح را قبض ميكند؛ |
|
گزينههاي «ب» و «ج» درست است. |
بر اساس آيات، ........ وحي را به پيامبران ميرسانند.
Top of Form
|
|
|
فرشتگان؛ |
|
جبرئيل؛ |
|
ميکائيل؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
"روح القدس" که قرآن را نازل کرده، کيست؟ توضيح دهيد.
در قسمت پيش، اختلاف رتبه و رساندن وحي توسّط فرشتگان را ذکر کرديم. در اين قسمت، به ذکر يکي ديگر از کارهاي فرشتگان ميپردازيم و تدبير جهان، بهوسيله فرشتگان را بررسي ميکنيم.
کداميک از گزينههاي ذيل درست است:
Top of Form
|
|
|
خداوند، جهان را تدبير ميکند؛ |
|
فرشگان، جهان را تدبير ميکنند؛ |
|
فرشتگان در تدبير جهان نقشي ندارند؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
نزول امر الاهي، ..... است.
Top of Form
|
|
|
به معناي تدبير؛ |
|
به دست فرشتگان؛ |
|
از گنجينههاي خداوند؛ |
|
همة گزينهها درست است. |
2. نزول "امر الاهي" [ظاهراً بنابر سياق آيه مقصود امر تكويني است] به دست فرشتگان است؛ يعني در تدبير جهان كه به امر الاهي انجام ميگيرد، فرشتگان عامل اجرايياند و آن را پياده ميكنند. اين مطلب بهويژه با تطبيق دو آيه ذيل، روشن ميگردد:
"يُدَبِّرُ الأَْمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَي الأَْرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْم". (سجده، 5) تدبير امر ميكند از آسمان به سوي زمين؛ سپس (آن امر) يك روز به سوي او فرا ميرود.
در آيه ديگر اين عروج به فرشتگان نسبت داده شده است:
"تَعْرُجُ الْمَلائِكَه وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْم كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَة". (معارج، 4) فرشتگان و روح به سوي او فرا ميروند در روزي كه اندازه آن پنجاه هزار سال است.
يعني در روز قيامت، ملائكه به سوي خدا عروج ميكنند.
از تطبيق اين دو آيه، شايد با روشني كامل و ظهور قوي بتوان دريافت كه "نزول امر" به وسيله فرشتگان بوده است و سپس باز فرشتگان آن را بالا ميبرند. البتّه منظور "بالاي محسوس" نيست؛ همانطور كه نزول نيز، جسماني نيست كه چيزي از كرات ديگر "پايين" بيايد. قبلاً نيز يادآور شديم كه خدا هشت زوج انعام را نازل فرموده است. اين بدين معنا نيست كه گاوها و ديگر چارپايان در كرات آسماني ميچريدند و خدا آنها را به زمين انتقال داده و نازل كرده است. اين، همان نزول از خزائن معنوي خداست:
"وَإِنْ مِنْ شَيْء إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ". (حجر، 21) هيچ چيز نيست مگر كه خزائن آن، نزد ما است.
و هنگامي كه در اين عالم تحقّق مييابد، از آن تعبير به نزول ميشود؛ يعني قبل از آن در مقام والايي جا داشته و بعد نزول معنوي كرده است. فرشتگان از عالمي كه نزد خداست و خزائن اشيا آنجاست، امر تدبير جهان را نازل ميكنند؛ بنابراين ملائكه داراي دوگونه رسالتند: يكي رسالت تكويني كه با آن، امر تكويني الاهي و تدبير او را در اين عالم پياده ميكنند، و ديگري رسالت تشريعي كه با آن، شرايعي را كه خدا وحي ميفرمايد، به انبيا ميرسانند؛ پس رسالت در اين آيات "اللهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً". (حج، 22) (خدا از ميان فرشتگان رسولاني برميگزينند) و يا "جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً". (فاطر، 1) [قراردهنده فرشتگان (بهصورت) رسولان.]؛ ممكن است، هر دو گونه رسالت باشد.
اينك ميتوان گفت كه اگر از اين آيات بهدست آورديم كه تدبير امر از عالم بالا و نزول آن به زمين با فرشتگان است، پس منظور از مدبّرات در آيه "فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً". (نازعات، 5) نيز چه بسا فرشتگان باشد. نيز "فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً"؛ (الذاريّات، 4) زيرا كه تقسيم نيز، لازمه تدبير است؛ يعني آنچه را خداوند روزي بندگان قرار ميدهد، اينان تقسيم ميكنند و واسطه رساندن سهم هر كس يا تقسيمات ديگر هستند.
اينها عناويني است كه صريحاً به فرشتگان نسبت داده نشده است؛ امّا شايد بتوان از قرائن دريافت كه مقصود، آنها هستند. و نظير آياتي كه ذكر شد، آيههاي سوره صافّات و مرسلات است؛
البته در تفسير اين آيات، اختلافات زيادي وجود دارد؛ امّا يك وجه اين است كه اينان فرشتگان هستند.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. نزول امر در "يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ...." به معناي تدبير جهان به دست فرشتگان است؛
2. از "يُدَبِّرُ الأَْمْرَ...يَعْرُجُ إِلَيْهِ..." و "تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ ..." استفاده ميشود که "نزول و عروج امر" به وسيله فرشتگان است و منظور از "بالا"، بالاى معنوي است، همانطور كه "نزول" نيز معنوي است؛
3. فرشتگان داراي رسالت تکويني و تشريعياند؛
4. رسالت در "اللهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً" و مانند آن، ممکن است شامل هر دو رسالت باشد؛
5. چهبسا منظور از "الْمُدَبِّرات" و "الْمُقَسِّمات" فرشتگان باشد.
کداميک از گزينههاي ذيل درست است:
Top of Form
|
|
|
«نزول امر» به وسيله فرشتگان است؛ |
|
«عروج امر» به وسيله فرشتگان است؛ |
|
نزول و عروج، جسماني است؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
کداميک از گزينههاي ذيل درست است:
Top of Form
|
|
|
فرشتگان داراي رسالت تکوينياند؛ |
|
موجودات، از کرات آسماني نازل ميشوند؛ |
|
فرشتگان داراي رسالت تشريعياند؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ج» درست است. |
منظور از "الْمُدَبِّرات" و "الْمُقَسِّمات"، چه کساني هستند؟
در قسمت پيش، از ميان کارهاي فرشتگان، تدبير جهان بهوسيله فرشتگان را بررسي کرديم. در اين قسمت، تعداد ديگري از کارهاي فرشتگان را بيان ميکنيم.
......، ويژگي فرشتگان است.
Top of Form
|
|
|
حمل عرش خداوند؛ |
|
تسبيح؛ |
|
سجده بر همه انسانها؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
قرآن، کار فرشتگان را ..... ذکر ميکند.
Top of Form
|
|
|
استغفار بر مؤمنان؛ |
|
بخشش گناهان؛ |
|
شفاعت براي مومنان؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ج» درست است. |
3 و4. دستهاي از فرشتگان، حاملان عرش خدا و همانها يا دستهاي ديگر، شفاعتكنندگان مؤمنان هستند:
"الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا". (مؤمن، 7) آنان كه عرش را برميدارند و كساني كه در اطراف آن هستند؛ براي سپاس خدا، او را تسبيح ميگويند و بدو ايمان دارند و براي ايمانداران طلب بخشايش ميكنند.
در اينجا نيز صريحاً ذكر نشده است كه حاملان عرش چه كساني هستند؛ ولي با قرائن آيات ديگر ميتوان استظهار و يا استشعار كرد كه اينان فرشتگانند كه كارشان تسبيح خدا و استغفار براي مؤمنان است، يا ضمناً ميتوان دريافت كه اين فرشتگان - دستكم يك كارشان - تسبيح و استغفار براي مؤمنان است كه اين خود يعني شفاعت.
"وَكَمْ مِنْ مَلَك فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللهُ لِمَنْ يَشاءُ وَيَرْضي". (نجم، 26) چه بسيار فرشتگان كه در آسمانها هستند (كه) شفاعتشان براي هيچ كس سودمند نيست مگر از آن پس كه خدا براي آن كه بخواهد اجازه دهد.
"وَلا يَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضي". (انبياء، 28) و شفاعت نميكنند جز براي كساني كه (خدا را آنان) راضي باشد. در روايت آمده است: "مَنِ ارْتَضي اللّهُ دينَهُ؛ كسي كه خدا دين او را قبول فرموده باشد".
5. لعن بر كفّار نيز، از كارهاي فرشتگان است:
"أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنّاسِ أَجْمَعِينَ". (بقره، 161) اينان كساني هستند كه بر آنان باد لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم.
"أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللهِ وَالْمَلائِكَةِ". (آل عمران، 87) اينان هستند كه كيفر ايشان اين است كه بر آنان باد لعنت خدا و ملائكه.
6. بشارت دادن به مؤمنان هم، از كارهاي فرشتگان است و بر طبق قرائن، اين بشارت به هنگام احتضار داده ميشود:
"إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاّ تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ". (فصّلت، 30) آنان كه ميگويند پروردگار ما "الله" است، سپس (در اين راه) ايستادگي و استواري ميكنند؛ فرشتگان بر آنان فرود ميآيند (و ميگويند): مترسيد و غمگين مباشيد و بشارت باد شمايان را به بهشتي كه به شما وعده داده شده بود.
اگر دليلي به دست آيد، چه بسا بتوان گفت قبل از مرگ نيز فرشتگان بر كساني نازل ميشوند و به آنان بشارت ميدهند؛ يعني اين آيه مُنافي اين مطلب نيست؛ امّا قدر متيقّن اين است كه به هنگام مرگ، اين بشارت داده ميشود.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. فرشتگان، عرش خداوند را حمل ميکنند؛
2. يکي از کارهاي فرشتگان، تسبيح خداست؛
3. فرشتگان براى مؤمنان استغفار ميکنند؛
4. يکي از کارهاي فرشتگان، شفاعت است؛
5. فرشتگان، بر کافران لعنت ميکنند؛
6. بشارت دادن به مؤمنان هنگام احتضار، از كارهاى فرشتگان است.
کريمه «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ ... وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» بر ..... دلالت دارد.
Top of Form
|
|
|
استغفار فرشتگان براي مؤمنان؛ |
|
حمل عرش خداوند بهوسيله فرشتگان؛ |
|
بشارت فرشتگان به مؤمنان؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ب» درست است. |
قرآن، کار فرشتگان را ..... ذکر ميکند.
Top of Form
|
|
|
لعن بر کافران؛ |
|
فرود آمدن به مؤمنان هنگام احتضار؛ |
|
بشارت دادن به مؤمنان؛ |
|
همه گزينهها درست است. |
فرشتگان چه زماني به مؤمنان بشارت ميدهند؟ توضيح دهيد.
قرآن، ويژگي فرشتگان را .......، ذکر ميکند.
Top of Form
|
|
|
نوشتن همه کردارهاي بندگان؛ |
|
نوشتن فريبکاري بندگان؛ |
|
نوشتن همه سخنان بندگان؛ |
|
همه گزينهها درست است. |
قرآن، کار فرشتگان را ..... بيان ميکند.
Top of Form
|
|
|
ياري رساندن به همه انسانها؛ |
|
ياري رساندن به مؤمنان؛ |
|
نگهباني از انسانها تا هنگام مرگ؛ |
|
گزينههاي «ب» و «ج» درست است. |
7. نوشتن كردارهاي بندگان خدا، از كارهاي ديگر فرشتگان است:
"وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ، كِراماً كاتِبِينَ". (انفطار، 11) و همانا بر شما نگهبانند؛ ارجمنداني كه نويسنده هستند؛
- "إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ". (يونس، 21) همانا رسولان ما آنچه فريبكاري ميكنيد؛ مينويسند؛
- "بَلي وَرُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ". (زخرف؛ 80) آري و رسولان ما در نزد آنان مينويسند؛
- "ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْل إِلاّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ". (ق، 18) هيچ كلمهاي از دهان برون نيفكند مگر كه نزد آن نگهباني آماده وجود دارد. هيچ گفتاري بر زبان نراند مگر كه نگاهباني آماده (همان جا) حاضر است.
8. از جمله آياتي كه عنوان عامي را بيان ميفرمايد و تصريح نكرده است كه ملائكهاند، امّا [از قرائن] ميتوان دريافت كه منظور فرشتگان هستند، اين آيه است:
"لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ". (رعد، 11) براي او نگاهبانهايي در پيش روي و پَسِ پشت وجود دارد كه او را بر حسب امر خداي حفظ ميكنند.
در تفسير اين آيه بحثهايي وجود دارد. بسا اين احتمال قويتر باشد كه هر كس نگهبانهايي از فرشتگان دارد كه به فرمان خداوند، او را حفظ ميكنند تا هنگامي كه قضاي حتمي الاهي در رسد؛ امّا تصريح به ملائكه نشده است.
9. امداد مؤمنين، از ديگر كارهاي فرشتگان است:
"إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلاف مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ، بَلي إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلاف مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ". (آل عمران، 125ـ124) هنگامي كه ميگفتي به مؤمنان: آيا اينكه خدا شما را به سه هزار تن از فرشتگان نازل شده ياري كند، بسنده نيست؟ آري، اگر شكيبايي كنيد و پرهيزكاري فوراً (پس از آنها) آنك بيايند با پنج هزار تن از فرشتگان نشانهدار و مشخصّ، امداد ميكند.
تا چند سال پيش، ميبايست به زحمت براي روشنفكران اثبات ميشد كه موجودي بنام ملك هست و مددهايي غيبي وجود دارد و خدا آنها را براي كمك به مجاهدان در جنگ ميفرستد. روشنفكران ميگفتند اينها تلقينات روحي و امثال آن است.
به بركت انقلاب و پيروزي آن و پيروزيهاي جنگ تحميلي با كفار بعثي، اين مسائل حل شد و لازم نيست بنشينيم و اثبات كنيم كه مددهاي غيبي هم وجود دارد.
در جاي ديگر، در مورد پيامبر ميفرمايد:
"وَإِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ". (تحريم، 4) و اگر بر او چيرگي بورزيد، همانا خدا مولاي اوست و (نيز) جبرئيل و شايستگان از مؤمنان و (هم) فرشتگان از پس آن پشتيبان وياند.
در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:
1. فرشتگان، همه سخنان و كردارهاى بندگان را مينويسند؛
2. يکي از کارهاي فرشتگان، نگهباني از انسانهاست تا هنگامى كه قضاي حتمى الاهى فرا رسد؛
3. فرشتگان، مؤمنان را ياري ميکنند.
کداميک از گزينههاي ذيل درباره «لَهُ مُعَقِّباتٌ... يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ» درست است:
Top of Form
|
|
|
برخي انسانها برخي ديگر را نگه ميدارند؛ |
|
برخي از جنّها انسانها را نگه ميدارند؛ |
|
برخي از فرشتگان، انسانها را نگه ميدارند؛ |
|
گزينههاي «ب» و «ج» درست است. |
آيه «...أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلاف مِنَ الْمَلائِكَةِ...» بر کدام يک از کارهاي فرشتگان دلالت دارد؟
Top of Form
|
|
|
شفاعت بر مؤمنان؛ |
|
ياري رساندن به مؤمنان؛ |
|
بشارت دادن به مؤمنان؛ |
|
گزينههاي «أ» و «ج» درست است. |
کريمه "وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ" بر کداميک از ويژگيهاي فرشتگان دلالت دارد؟ توضيح دهيد.
استبعاد
در لغت بهمعناي دور شدن، دوري جستن و بعيد شمردن آمده است.
عالم ملكوت
عالم ملكوت گاه به جهان ملائكه و گاه به عالم سلطنت پروردگار و تصرفات او در موجودات را كه از درك ما پنهان است، اطلاق ميشود.
رسالت تكويني
بر اثر عبوديت و بندگي و طي طريق كمال، بندگان خدا خواه پيامبر يا امام يا شخص ديگري به مرحلهاي نائل ميشوند كه ميتوانند بر جهان خارج از خود تسلط يابند، به اين مقام و منصب اصطلاحاً رسالت يا ولايت تكويني گويند.
رسالت تشريعي
مقصود از رسالت تشريعي، مقام و منصبي قانوني است كه از طرف خداوند به فردي از افراد به خاطر اداره شئون اجتماعي عطا شده است.
استشعار
كلمه استشعار در لغت در معاني مختلفي استعمال گشته است؛ ولي در محل بحث به معناي احساس كردن و به وجود چيزي پي بردن ميباشد.
منی که مایه ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی