پس از گذراندن اين درس با مطالب زير آشنا مي‌شويم:

1. الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي؛2. اجزا و عناصر اين الگو و نقش هر كدام؛3. نشتي‌ها و تزريقي‌هاي اين الگو و اثر آن بر تعادل؛4. تعادل و عدم تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي.

يکي از روش‌هاي ارائه ساختار نظام اقتصادي، استفاده از الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي است. اين الگو چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد، پول، روابط دروني يک اقتصاد و رفتارهاي اقتصادي را به‌صورت نموداري نمايش مي‌دهد. الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، در چند سطح قابل ارائه است .در اين قسمت الگويي بررسي مي‌شود كه در آن فقط خانوارها و بنگاه‌ها حضور دارند، ولي بخش خارجي اقتصاد يعني واردات و صادرات، دولت و بخش خارجي در آن حضور ندارند و در قسمت‌هاي بعدي وارد الگو خواهند شد.

. در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، ... .

Top of Form


  أ. خانوارها درآمد خود را از راه فروش عوامل توليدي‌كه در اختيار دارند، به‌دست مي‌آورند؛

  ب. بنگاه‌ها تنها كالاهايي را توليد مي‌كنند كه مي‌توانند بفروشند؛

  ج. خانوارها تمام درآمد خود را صرف خريد كالاهاي مصرفي مي‌كنند؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. در اين الگو ... .

Top of Form


  أ. محصولات نهايي از بنگاه‌ها به طرف خانوارها جريان مي‌يابد؛

  ب. سرمايه، نيروي‌كار و مديريت از طرف خانوارها به طرف بنگاه‌ها سرازير مي شود؛

  ج. كل دريافت خانوارها در مقابل خدماتي‌كه عرضه مي‌كنند، درآمد كل خوانده مي‌شود؛

  د. هر سه مورد صحيح است.

مقدمه

در يك نظام اقتصادي محصولات با گرد هم آوردن عوامل توليد مختلف توليد مي‌شوند. اين محصولات در ميليون‌ها بنگاه اقتصادي متعلق به بخشي خصوصي و عمومي سازمان مي‌يابد و مخارج كل براي اين محصولات نيز، از ميليون‌ها خانوار در داخل و خارج كشور سرچشمه مي‌گيرد. در اقتصاد كلان، روابط متقابل بين اين واحدهاي اقتصادي گوناگون تحليل خواهد شد تا بدانند چگونه يك كشور به سطح خاصي از توليد و مخارج و درآمد دست مي‌يابد و چگونه رفتار يك بخش از اقتصاد، بخش ديگر را تحت تأثير قرار خواهد داد.

منظور از اقتصاد كلان، بخشي از علم اقتصاد است كه پديده‌هاي‌كلان اقتصادي و روابط پنهان بين آن‌ها را بررسي مي‌كند. در اين ميان بررسي سطح توليد ملي و عوامل مؤثر بر آن جايگاه ويژه‌اي دارد. اين بررسي، به منظور پيش‌بيني روند پديده‌هاي اقتصادي در شرايط متفاوت و اتخاذ سياست‌هاي مناسب جهت پايش و هدايت حركت پديده‌هاي اقتصادي مورد نظر به سمت دلخواه است. شناخت اقتصاد كلان در يك نظام اقتصادي آزاد با بررسي الگوي چرخشي‌كالاها، خدمات، منابع توليد و پول آغاز مي‌شود.

تعريف الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي

الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، روشي خاص براي نگريستن به ساختار نظام اقتصادي به‌صورت يك كل منسجم است. اين الگو چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد، پول، روابط دروني يك اقتصاد و رفتارهاي اقتصادي را به‌صورت نموداري نمايش مي‌دهد. از الگوي چرخه فعاليت اقتصادي - افزون بر موارد بالا - مي‌توان براي نشان دادن اتحاد درآمد ملي، اتحاد بودجه دولت، چگونگي محاسبه درآمد ملي و توضيح شرايط تعادل نيز استفاده کرد.

شناخت الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در مقام تفهيم، ابتدا از الگوهاي ساده‌تر شروع مي‌شود؛ سپس با وارد كردن متغيرهاي بيشتر، الگو را واقعي‌تر مي‌کند. ما نيز با پيروي از شيوه بالا، بررسي الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي را با نظام اقتصادي ساده و بسته آغاز مي‌كنيم.

الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در نظام اقتصادي ساده و بسته

براي شروع تحليل مفصل، ابتدا بخش دولت، بخش مالي و بخش خارجي را در نظر نمي‌گيريم. چنين اقتصادي را «اقتصاد بسته بدون دولت» مي‌ناميم. اين الگو نقطه آغاز ساده‌شده‌اي است كه در آن تنها روابط بين خانوارها و بنگاه‌هاي اقتصادي تحليل مي‌شود. بعضي از پيچيدگي‌هاي اقتصاد واقعي، بعداً وارد الگو خواهد شد. فعلاً شكل (1) را نقطه آغاز در نظر مي‌گيريم.

در اين الگو فرض مي‌كنيم: 1. خانوارها درآمد خود را از راه فروش عوامل توليدي‌كه در تملك دارند، به‌دست مي‌آورند؛ 2. بنگاه‌ها كل توليد خود را مي‌فروشند؛ يعني تنها كالاهايي را كه مي‌توانند بفروشند توليد مي‌كنند؛ 3. خانوارها تمام درآمد خود را صرف خريد كالاهاي مصرفي مي‌كنند.

 

             طبق شكل (1)، فعاليت‌هاي اقتصادي به دو دسته توليد و مصرف و واحدهاي اقتصادي به دو گروه عمده خانوارها و بنگاه‌ها تقسيم مي‌شود. اين دو گروه در دو بازار عوامل توليد و محصولات نهايي با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند.

در هر نظام اقتصادي آزاد بنگاه‌ها زمين، كار، سرمايه و مديريت را از خانوارها مي‌خرند و سپس محصولات نهايي را كه با اين منابع توليد کرده‌اند براي مصرف به خانوارها مي‌فروشند. خانوارها بهاي اين محصولات را با پولي مي‌پردازند كه به‌صورت اجاره زمين، دستمزد، سود و غيره از بنگاه‌ها دريافت کرده‌اند.

قسمت بالاي شكل، بازار محصولات نهايي را نشان مي‌دهد. در اين بازار مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان به مبادله محصولات مي‌پردازد. بدين صورت كه محصولات از بنگاه‌ها به طرف خانوارها و پول از طرف خانوارها به سمت بنگاه‌ها جريان مي‌يابد. دو جريان مزبور به وسيله قيمت محصولات به يكديگر ارتباط مي يابند؛ به‌طوري‌كه ارزش محصولات، برابر با ميزان پول در جريان خواهد بود. ارزش پولي اين كالاهاي مصرفي، «مخارج كل» ناميده مي‌شود. قسمت پايين شكل، بازار عوامل توليد را نشان مي‌دهد. سرمايه، نيروي‌كار و مديريت، با اشكال مختلف از طرف خانوارها به طرف بنگاه‌ها سرازير شده و بالعكس پول به عنوان حقوق، دستمزد، اجاره، سود و غيره از طرف بنگاه‌ها به طرف خانوارها جريان مي‌يابد. كل دريافت خانوارها در مقابل خدماتي که عرضه مي‌کنند، «درآمد کل» خوانده مي‌شود. پول مدام ازطرف خانوارهابه طرف بنگاه‌ها و بالعكس در جريان است و در اين جريان، چهار عنوان مختلف به خود مي‌گيرد: هنگامي‌كه از دست خانوارها خارج مي‌شود «هزينه خانوارها» و هنگامي‌كه به‌دست بنگاه‌ها مي‌رسد «درآمد بنگاه‌ها» ناميده مي‌شود. مجموع مقادير هزينه خانوارها، برابر مجموع مقادير درآمد بنگاه‌هاست كه از دو جنبه مختلف ديده مي‌شود. اين پول هنگامي‌كه از دست توليدكنندگان خارج مي‌شود،«هزينه بنگاه‌ها» و هنگامي که به‌دست خانوارها مي‌رسد «درآمد خانوارها» خوانده مي‌شود. مجموع مقادير اين دو عنوان نيز، برابرند كه از دو جنبه مختلف ديده مي‌شود. اگر اقتصاد در تعادل باشد، جريان پول در قسمت بالا، برابر جريان پول در قسمت پايين خواهد بود؛ يعني مجموع ارزش محصولات، برابر ارزش خدمات منابع توليد خواهد بود. در اين فرض خانوارها كليه درآمد خود را مصرف كرده، هيچ درآمدي را پس‌انداز نمي‌كنند. بنگاه‌ها نيز تمام دريافت‌هاي خود را عوامل توليد خريده و هيچ درآمدي را به پس‌انداز اختصاص نمي‌دهند؛ در نتيجه ميزان سرمايه‌گذاري صفر خواهد بود.

در اين الگو به مجموع درآمدهايي‌كه خانوارها در طول يك سال به‌دست مي‌آورند، «درآمد ملي» و به مجموع ارزش پولي محصولاتي‌كه بنگاه‌ها در طول يك سال توليد مي‌كنند، «توليد ملي» اطلاق مي‌شود.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، روشي خاص براي نگريستن به ساختار نظام اقتصادي به‌صورت يك كل منسجم است؛

2. اين الگو چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد، پول، روابط دروني و رفتارهاي اقتصادي را به‌صورت نموداري نمايش مي دهد؛

3. در الگوي ساده و بسته، اقتصاد به دو دسته توليد و مصرف، و واحدهاي اقتصادي به دو گروه خانوارها و بنگاه‌ها تقسيم مي‌شود؛

4. خانوارها بهاي محصولات را با پولي مي‌پردازند كه به‌صورت اجاره زمين، دستمزد، سود و غيره از بنگاه‌ها دريافت کرده‌اند؛

5. در اين الگو به مجموع درآمدهايي‌كه خانوارها در طول يك سال به‌دست مي‌آورند، «درآمد ملي» و به مجموع ارزش پولي محصولاتي‌كه بنگاه‌ها در طول يك سال توليد مي‌كنند، «توليد ملي» گفته مي‌شود.

1. الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، ... .

Top of Form


  أ. روشي خاص براي نگريستن به ساختار نظام اقتصادي به‌صورت يك كل منسجم است؛

  ب. چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد و پول را به‌صورت نموداري نمايش مي‌دهد؛

  ج. روشي براي نشان دادن اتحاد درآمد ملي، اتحاد بودجه دولت و چگونگي محاسبه درآمد ملي است؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. منظور از الگوي ساده و بسته، الگويي است كه در آن ... .

Top of Form


  أ. فقط بنگاه‌ها و خانوارها وجود دارند؛

  ب. دولت وجود ندارد؛

  ج. بخش مالي و بخش خارجي وجود ندارد؛

  د. هر سه گزينه درست است.

در قسمت پيشين بيان كرديم كه يکي از روش‌هاي ارائه ساختار نظام اقتصادي، استفاده از الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي است. اين الگو چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد، پول، روابط دروني يک اقتصاد و رفتارهاي اقتصادي را به‌صورت نموداري نمايش مي‌دهد. همچنين بيان کرديم الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، در چند سطح قابل ارائه است .در قسمت قبل الگويي بررسي شد كه در آن فقط خانوارها و بنگاه‌ها حضور داشتند. در اين قسمت الگويي بررسي مي‌شود كه در آن علاوه بر خانوارها و بنگاه‌ها، دولت و بخش مالي نيز وجود دارد.

. نقش و تأثير دولت در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، عبارت است از ... .

Top of Form


  أ. گرفتن ماليات، پرداخت يارانه، خريد كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي و گرفتن وام؛

  ب. تعيين قيمت، تعيين ميزان رشد اقتصادي و تعيين نرخ سود انتظاري؛

  ج. ايجاد تعادل در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي؛

  د. هيچ‌كدام.

2. در اين الگو هر نوع درآمدي‌كه از جريان اصلي اقتصاد خارج شود، ... .

Top of Form


  أ. «نشتي» خوانده مي‌شود؛

  ب. «تزريقي» ناميده مي‌شود؛

  ج. «ماليات» خوانده مي‌شود؛

  د. «پس‌انداز» ناميده مي‌شود.

شكل (2)، نمايش كامل‌تر اين الگوست كه در آن علاوه بر عاملان اقتصادي قبلي، دولت و بخش مالي نيز به چشم مي‌خورد. ملاحظه مي‌شود با ورود دولت و بخش مالي، الگو پيچيده‌تر شده است. در اين الگو هر نوع درآمدي‌كه از جريان اصلي اقتصاد خارج شود، «نشتي»، و هر نوع درآمدي‌كه به جريان اصلي داخل شود، «تزريقي» خوانده مي‌شود. هرگاه خانوارها قسمتي از درآمد خود را خرج نكنند، حجم جريان اصلي درآمد كاهش خواهد يافت و اين وضعيت باعث كاهش درآمد بنگاه‌ها مي‌شود؛ همچنين اگر بنگاه‌ها قسمتي از درآمد خود را از جريان خارج كنند، باعث كاهش درآمد خانوارها مي‌شوند؛ بنابراين پس‌انداز خانوار يا بنگاه، يك منبع نشتي درآمد به‌شمار مي‌آيد كه باعث كاهش جريان درآمد در اين الگو مي‌شود.

 

                هر گاه درآمد خانوارها از غير راه فروش عوامل توليد به بنگاه‌ها يا درآمد بنگاه‌ها از غير راه فروش محصولات به خانوارها افزايش يابد، به اين افزايش درآمد «تزريق» مي‌گويند. تزريق هنگامي رخ مي‌دهد كه يك بنگاه پولي را از يك نهاد مالي قرض كند و براي خريد عوامل توليد آن را در اختيار خانوار قرار دهد. در اين حالت درآمد خانوارها افزايش مي‌يابد؛ ولي بايد توجه داشت اين افزايش به سبب اين نيست كه خانوارها كالاهاي بيشتر خريده‌اند؛ بلكه به اين دليل است كه بنگاه وجوهي را از خارج وارد جريان كرده است؛ بنابراين بنگاه مزبور مي‌تواند از عوامل توليد بيشتري استفاده كند؛ در نتيجه درآمد خانوارها به‌طور مستقل افزايش خواهد يافت.

هر نوع نشتي، باعث كاهش جريان درآمد و هر نوع تزريقي، سببب افزايش آن خواهد شد. اگر مقدار نشت بيشتر از مقدار تزريق باشد، جريان درآمد به‌تدريج كاهش مي‌يابد و از بين مي‌رود؛ ولي اگر مقدار تزريق بيشتر از مقدار نشت باشد، جريان درآمد افزايش خواهد يافت.

با ورود دولت، يك جريان پولي از خانوارها به‌صورت ماليات به سوي دولت مي‌رود و خانوارها پولي به‌صورت پرداخت‌هاي تأمين اجتماعي، حقوق بازنشستگي، كمك هزينه و ديگر پرداخت ها دريافت مي‌كنند. اين پرداخت‌ها، «پرداخت‌هاي انتقالي» نام دارد. دولت از نهادهاي مالي وام مي‌گيرد تا كسري بودجه خود را تأمين كند. هنگامي‌كه دولت مازاد بودجه دارد، نزد نهادهاي مالي سپرده مي‌گذارد و هنگامي‌كه دولت محصولاتي مي‌خرد، به مخارج كل مي‌افزايد. در شكل، خالص وام دولت، نشان‌دهنده تفاوت بين ماليات‌هاي پرداختي و پرداخت‌هاي انتقالي است و مخارج دولت، نشان‌دهنده خريد محصولات به وسيله دولت است.

هنگامي‌كه دولت به جريان چرخشي اضافه مي‌شود، بازار محصولات تحت تأثير قرار مي‌گيرد؛ زيرا دولت نيز محصولات را مي‌خرد؛ بنابراين توليد افزايش مي‌يابد و برابر با ارزش پولي‌كل مخارج مصرفي، مخارج سرمايه‌گذاري و كالاهاي خريداري شده دولت، مزد، اجاره و سود ايجاد مي‌كند؛ بنابراين درآمد كل نيز، هم‌زمان افزايش مي‌يابد. شكل (2) همچنين نشان مي‌دهد بنگاه‌ها نيز به دولت ماليات خالص مي‌پردازند.

در اين الگو منابع سرمايه‌گذاري از پس‌انداز خانوارها تأمين مي‌شود و پس‌انداز بنگاه‌ها را در نظر نمي‌گيريم. پس‌انداز خانوارها مستقيماً به بنگاه‌هايي‌كه علاقه‌مند به سرمايه‌گذاري‌اند، عرضه نمي‌شود؛ بلكه جريان پس‌اندازها به نهادهاي مالي مي‌رود. اين نهادها شامل بانك‌هاي تجاري، شركت‌هاي بيمه، صندوق‌هاي بازنشستگي، بانك‌هاي مسكن و بازار سهام است و بنگاه‌ها از اين بازار منابع لازم براي سرمايه‌گذاري را به‌دست مي‌آورند.

در اين الگو، خانوارها درآمد به‌دست آمده را به سه بخش تقسيم مي‌كنند: بخشي را تحت عنوان ماليات به دولت مي‌پردازند؛ بخشي را مصرف و بخشي را پس‌انداز مي‌كنند. پس‌انداز آن‌ها از راه بازار مالي ابتدا در اختيار سرمايه‌گذاران (بنگاه‌ها) قرار گرفته، سپس به‌صورت مخارج سرمايه‌گذاري به جريان كلي اقتصاد باز مي‌گردد.

در اين الگو دولت از سه راه با اقتصاد ملي در ارتباط است: يكي از راه ماليات و پرداخت‌هاي انتقالي، دوم از راه خريد كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي از بازار محصولات، و سوم از راه وام از بازار مالي. ماليات، ماهيت نشتي و مخارج و پرداخت‌هاي انتقالي، ماهيت تزريقي دارد. دولت براي تعديل بودجه خود به خريد و فروش اوراق قرضه دولتي در اين بازار اقدام مي‌کند. رفتار اقتصادي خانوارها، بنگاه‌ها و دولت، سطح اشتغال، سطح قيمت، نرخ نسيه و نرخ سود انتظاري، حجم محصولات و ميزان رشد اقتصادي را معين مي‌كند.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. در اين الگو هر نوع درآمدي‌كه از جريان اصلي اقتصاد خارج شود، «نشتي» و هر نوع درآمدي‌كه به جريان اصلي داخل شود، «تزريقي» خوانده مي‌شود؛

2. هر گاه خانوارها قسمتي از درآمد خود را خرج نكنند، حجم جريان اصلي درآمد كاهش خواهد يافت؛

3. اگر بنگاه‌ها قسمتي از درآمد خود را از جريان خارج كنند، باعث كاهش درآمد خانوارها خواهند شد؛

4. هر گاه درآمد خانوارها از غير راه فروش عوامل توليد به بنگاه‌ها يا درآمد بنگاه‌ها از غير راه فروش محصولات به خانوارها افزايش يابد، به اين افزايش درآمد، «تزريق» مي‌گويند؛

5. هر نوع نشتي، باعث كاهش جريان درآمد، و هر نوع تزريقي، سبب افزايش آن خواهد شد.

1. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. رفتار اقتصادي خانوارها، بنگاه‌ها و دولت؛ سطح اشتغال، سطح قيمت، نرخ نسيه و نرخ سود انتظاري را مشخص مي‌كند؛

  ب. پس‌انداز خانوارها به نهادهاي مالي مي‌رود و بنگاه‌ها از اين بازار، منابع لازم را به‌دست مي‌آورند؛

  ج. هنگامي‌كه دولت به جريان چرخش اضافه مي‌شود، توليد كاهش مي‌يابد.

  د. خانوارها درآمد به‌دست آمده را به سه بخش، ماليات، پس‌انداز و مصرف تقسيم مي‌كنند.

2. در الگوي فعاليت اقتصاد ملي، دولت از راه‌هاي زير با اقتصاد ملي ارتباط دارد:

Top of Form


  أ. ماليات و پرداخت‌هاي انتقالي، خريد كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي و وام از بازار مالي؛

  ب. وام، ماليات، افزايش حجم پول و خريد از خارج؛

  ج. سرمايه‌گذاري، ماليات و وام؛

  د. هر سه گزينه درست است.

Bottom of Form

 

3. با رسم نمودار، الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي را در يك اقتصاد بسته با فرض ورود دولت و بخش مالي شرح دهيد.

در قسمت پيشين بيان كرديم كه يکي از روش‌هاي ارائه ساختار نظام اقتصادي، استفاده از الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي است. اين الگو چگونگي چرخش محصولات نهايي، عوامل توليد، پول، روابط دروني يک اقتصاد و رفتارهاي اقتصادي را به‌صورت نموداري نمايش مي‌دهد. همچنين بيان کرديم الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي، در چند سطح قابل ارائه است.الگويي که در اين‌جا ارائه خواهد شد، الگويي پيچيده‌تر و واقعي‌تر از دو الگوي قبلي است كه در آن علاوه بر بخش‌هاي مذكور، بخش خارجي نيز وجود دارد. در اين الگو اقتصاد داخلي ازراه مبادله محصولات و سرمايه با اقتصاد خارجي در ارتباط است. اجزاي اين الگو تعاملاتي با هم دارند كه اينك مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

1. منظور از نظام اقتصادي باز، نظامي‌ست كه ... .

Top of Form


  أ. در آن علاوه بر بخش‌هاي مذكور، بخش خارجي نيز وجود دارد؛

  ب. اقتصاد داخلي از راه مبادله محصولات و سرمايه، با اقتصاد خارجي در ارتباط است؛

  ج. گزينه «أ» و «ب» درست است.

  د. در آن تعرفه‌اي براي واردات و صادرات وجود ندارد.

2. واردات سبب مي‌شود... .

Top of Form


  أ. معادل ارزش آن‌ها، پول از جريان چرخشي درآمد خارج شود؛

  ب. جريان درآمد اقتصاد داخلي‌كاهش يابد؛

  ج. معادل آن براي بنگاه‌هاي خارجي درآمد ايجاد شود؛

  د. هر سه گزينه درست است.

الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در نظام اقتصادي باز

منظور، نظامي است كه در آن علاوه بر بخش‌هاي مذكور، بخش خارجي نيز وجود دارد. در اين الگو اقتصاد داخلي از راه مبادله محصولات و سرمايه با اقتصاد خارجي در ارتباط است. واردات باعث مي‌شود معادل ارزش آن‌ها، پول از جريان چرخشي درآمد خارج شود. چون خانوارها به جاي خريد محصولات ساخت داخل، درآمد خود را صرف خريد كالاهاي خارجي مي‌كنند، جريان درآمد اقتصاد داخلي‌كاهش مي‌يابد و معادل آن براي بنگاه‌هاي خارجي ايجاد درآمد مي‌كند. اگر تمام خانوارها تصميم بگيرند كليه نيازمندي‌هاي خود را با خريد كالاهاي خارجي برآورده سازند، در اين صورت هيچ نوع پولي از طرف خانوارها به سوي بنگاه‌هاي داخلي جريان نخواهد داشت و درآمد آن‌ها به صفر خواهد رسيد؛ در نتيجه درآمدي‌كه مي‌بايست بنگاه‌ها در اختيار خانوارها قرار دهند نيز به صفر خواهد رسيد؛ ازاين‌رو هر نوع وارداتي به منزله نشت از جريان چرخشي درآمد به‌شمار مي‌آيد؛ ولي صادرات جنبه تزريقي دارد و سبب افزايش جريان چرخشي درآمد مي‌شود. اگر بنگاه‌هاي داخلي نيازمندي‌هاي خارجيان را برآورده سازند، درآمد بنگاه‌هاي داخلي افزايش مي‌يابد؛ در نتيجه درآمدي‌كه مي‌بايست بنگاه‌ها در اختيار خانوارها قرار دهند نيز، افزايش خواهد يافت.

شكل (3) نمايش چگونگي اين ارتباط است كه تنها جريان وجوه را بين اين دو اقتصاد نشان مي‌دهد.

جريان وجوه واردات، از اقتصاد داخلي به اقتصاد خارجي و جريان وجوه صادرات، از اقتصاد خارجي به اقتصاد داخلي است و جريان وجوه استقراض، دو طرفه است. اگر به اندازه ارزش واردات، صادرات صورت نگيرد، قسمتي از واردات بايد به‌صورت اعتباري خريداري شود. در چنين حالتي ارتباط سومي بين اين دو اقتصاد ايجاد خواهد شد. اين ارتباط، جريان وجوه به‌صورت قرض از خارجيان است كه از بخش خارجي به بازارهاي مالي داخلي جاري مي‌شود. اگر صادرات بيش از واردات باشد، جريان وجوه از بازارهاي مالي داخلي به سمت بخش خارجي خواهد بود.

چرخه فعاليت اقتصادي بسيار پيچيده‌تر از اين است؛ ولي براي درك روابط اصلي موجود در يك نظام اقتصادي آزاد، اين مقدار كافي است.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در نظام اقتصادي باز، واردات موجب مي‌شود معادل ارزش آن‌ها، پول از جريان چرخشي درآمد خارج شود؛

2. در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در نظام اقتصادي باز، صادرات باعث مي‌شود معادل ارزش آن‌ها، پول به جريان چرخشي درآمد داخل شود؛

3. در الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي در نظام اقتصادي باز، جريان وجوه استقراض، دو طرفه است؛

4. اگر صادرات بيش از واردات باشد، جريان وجوه از بازارهاي مالي داخلي به سمت بخش خارجي خواهد بود.

1. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. واردات باعث مي‌شود معادل ارزش آن‌ها، پول از جريان چرخشي درآمد خارج شود؛

  ب. اگر تمام خانوارها تصميم بگيرند كليه نيازمندي‌هاي خود را با خريد كالاهاي خارجي تأمين کنند، درآمد ملي صفر خواهد شد؛

  ج. هر نوع وارداتي، به منزله تزريق به جريان چرخشي درآمد به‌شمار مي‌آيد.

  د. اگر بنگاه‌هاي داخلي نيازمندي‌هاي خارجيان را برآورده سازند، درآمد آن‌ها افزايش خواهد يافت.

Bottom of Form

 

2. با رسم نمودار، الگوي چرخه فعاليت اقتصاد ملي را در يك اقتصاد باز و پيچيده شرح دهيد.

الگوهايي‌كه در سه قسمت قبل بررسي‌كرديم، گاهي در حالت تعادل به سر مي‌برند و گاهي هم از حالت تعادل خارج مي‌شود. به‌طور کلي «تعادل در اقتصاد» به وضعيتي گفته مي‌شود که مقدار متغيرها به نحوي تنظيم شده باشند که تمايلي به تغيير نداشته باشند. مقصود از «تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي»، وضعيتي است که در آن عرضه کل اقتصاد برابر تقاضاي کل اقتصاد بوده و هيچ مازاد عرضه يا مازاد تقاضايي درآن وجود نداشته باشد. در اقتصاد ساده و بسته به دليل نبودن پس‌انداز، برابري عرضه کل و تقاضاي کل حتمي است. شرايطي‌كه باعث پديد آمدن اين دو حالت مي‌شود، در اين قسمت بررسي خواهد شد.

. تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي، يعني ... .

Top of Form


  أ. مقدار متغيرها به نحوي تنظيم شده باشند كه توليد حداكثر شده باشد؛

  ب. عرضه كل، برابر تقاضاي‌كل باشد؛

  ج. عرضه كل، برابر توليد كل باشد؛

  د. ماليات، برابر مخارج دولت و پس‌انداز، برابر سرمايه‌گذاري باشد.

2. در الگوي تعادل چرخه فعاليت اقتصادي، اگر تزريقي‌ها بزرگتر از نشتي‌ها باشند، ... .

Top of Form


  أ. محصولات بيشتر از آنچه در اين دوره توليد شده، خريداري خواهد شد؛

  ب. تقاضاي‌كل، كوچك‌تر از عرضه كل خواهد بود؛

  ج. اقتصاد در حالت تعادل قرار خواهد گرفت؛

  د. هر سه گزينه درست است.

تعادل و عدم تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي

به‌طور كلي تعادل به وضعيتي در اقتصاد گفته مي‌شود كه مقدار متغيرها به نحوي تنظيم شده باشند كه تمايلي به تغيير نداشته باشند. مقصود از «تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي»، وضعيتي است كه در آن عرضه كل اقتصاد، برابر تقاضاي‌كل اقتصاد بوده و هيچ مازاد عرضه يا مازاد تقاضايي در آن وجود نداشته باشد. منظور از «عرضه كل»، جمع ارزش پولي تمام محصولاتي است كه در يك اقتصاد، در طول يك سال توليد مي‌شود. عرضه كل، مفهومي يكسان با توليد ملي دارد. مقصود از «تقاضاي‌كل»، جمع ارزش پولي تمام مخارج انجام شده در يك اقتصاد، در طول يك سال است.

در اقتصاد ساده و بسته به دليل نبودن پس‌انداز، برابري عرضه كل و تقاضاي‌كل حتمي‌ است؛ اما در اقتصاد باز و پيچيده به دليل اين‌كه بخشي از درآمد خانوارها صرف پس‌انداز، ماليات و واردات مي‌شود، برابري عرضه كل و تقاضاي‌كل حتمي نيست. به اين بخش از درآمد ملي که از مسير اصلي خارج مي‌شود «نشتي» مي‌گويند. در اين اقتصاد بنگاه‌ها، دولت و خارجيان نيز در كنار خانوارها وجوهي را صرف محصولات داخلي مي‌كنند كه به آن‌ها «تزريقي» مي‌گويند. اگر تقاضاي سرمايه‌گذاران (بنگاه‌ها)، دولت و خارجيان براي محصولات، دقيقاً برابر با باقيمانده محصولات داخليِ پس از مصرف خانوارها از کالاهاي داخلي باشد، برنامه خريداران و فروشندگان تطابق داشته و اقتصاد در تعادل خواهد بود. اگر تزريقي‌ها بزرگتر از نشتي‌ها باشند، محصولات بيشتر از آنچه در اين دوره توليد شده، خريداري خواهد شد و تقاضاي كل، بزرگتر از عرضه كل خواهد بود و اقتصاد در عدم تعادل قرار مي‌گيرد. در اين صورت حجم جريان، تمايل به افزايش خواهد داشت. اين افزايش به وسيله افزايش توليد يا افزايش قيمت يا افزايش هر دو خنثا خواهد شد و دوباره اقتصاد در وضعيت تعادل قرار خواهد گرفت. اگر نشتي‌ها بزرگ‌تر از تزريق‌ها باشند، بخشي از توليد ملي كه خانوارها آن را نمي‌خرند، به وسيله ديگر بخش‌ها نيز در اين دوره خريداري نخواهد شد و عرضه كل، بزرگتر از تقاضاي‌كل خواهد بود و اقتصاد در حالت عدم تعادل قرار خواهد گرفت. در اين صورت حجم جريان، تمايل به كاهش خواهد داشت. اين كاهش به وسيله كاهش توليد يا كاهش قيمت و يا كاهش هر دو خنثا خواهد شد و دوباره در وضعيت تعادل قرار خواهد گرفت.

در اين الگو نياز نيست هر يك يا همه زوج‌هاي تزريقي‌ها و نشتي‌ها با هم برابر باشند تا تعادل برقرار شود؛ بلكه تنها بايد جمع تزريقي‌ها با جمع نشتي‌ها برابر شود. اقتصاد مي‌تواند با وجود كسري بودجه كه با مازاد بخش خصوصي (S>I) يا مازاد تراز تجاري (X

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. مقصود از تعادل در چرخه فعاليت اقتصادي، وضعيتي است كه در آن عرضه كل اقتصاد، برابر تقاضاي‌كل اقتصاد است؛

2. در اقتصاد ساده و بسته به دليل نبودن پس‌انداز، برابري عرضه كل و تقاضاي‌كل حتمي است؛

3. به بخشي از درآمد ملي‌كه از مسير اصلي خارج مي‌شود، «نشتي» مي‌گويند؛

4. به بخشي از درآمد ملي‌كه به مسير اصلي وارد مي‌شود، «تزريقي» مي‌گويند؛

5. اگر تزريقي‌ها برابر نشتي‌ها باشد، اقتصاد در حالت تعادل است.

1. كدام گزينه درست است؟

Top of Form


  أ. مقصود از عرضه كل، جمع ارزش پولي تمام محصولاتي است كه در يك اقتصاد، در طول يك سال توليد مي‌شود؛

  ب. عرضه كل، مفهومي يكسان با درآمد كل دارد؛

  ج. در اقتصاد ساده و بسته برابري عرضه كل و درآمد كل، حتمي‌ است؛

  د. در اقتصاد باز برابري عرضه كل و درآمد كل، حتمي‌ است.

2. در اين الگو براي رسيدن به تعادل، نياز نيست... .

Top of Form


  أ. هر يك يا همه زوج‌هاي تزريقي‌ها و نشتي‌ها با هم برابر باشند؛

  ب. جمع تزريقي‌ها باجمع نشتي‌ها برابر شود؛

  ج. پس‌انداز كوچكتر از سرمايه‌گذاري باشد؛

  د. هر سه گزينه درست است.

Bottom of Form

 

3. درباره به تعادل رسيدن الگوي چرخه فعاليت اقتصادي بحث كنيد.

تراز تجاري ـ موازنة تجاري ـ تراز بازرگاني

اين اصطلاح معمولاً براي تبيين توازن در تجارت «مرئي»، يعني تجارت کالاها، طي دوره‌اي معين به‌کار مي‌رود؛ بنابراين تفاوت ميان ارزش کالاهاي صادراتي و وارداتي يک کشور را موازنة تجاري مي‌گويند. هرگاه صادرات يک کشور بر واردات آن فزوني گيرد، موازنة تجاري را «مساعد» گويند و در صورت فزوني واردات بر صادرات، موازنه را «نامساعد» گويند.

سفته

سندي که به موجب آن، امضاکننده متعهد مي‌شود تا مبلغي را در موعد معين يا عندالمطالبه در وجه حامل يا شخص معين يا به حواله‌کرد او بپردازد. سفته علاوه بر امضا يا مُهر متعهد، بايد مبلغ تعهد شده، ‌گيرندة وجه ‌و تاريخ را نيز مشخص کند.‌ پيدايش سفته در گذشته، به دليل خطر انتقال پول از جايي به جاي ديگر بوده است. امروز در اقتصاد، سفته به عنوان يک وسيلة‌ اعتباري، نقش مهمي در تأمين کوتاه‌مدت منابع سرمايه‌گذاري ايفا مي‌کند.

برات

وسيله پرداخت بدهي کوتاه‌مدت به شکل سندي که بنا بر آن، برات‌گير (بدهکار) موظف است مبلغ معيني را در تاريخ معين يا «به محض رؤيت» به برات‌کش (بستانکار) بپردازد که در مورد اخير، بدان برات‌ديداري مي‌گويند.