پس از گذراندن اين درس با مطالب زير آشنا مي‌شويم:

1. تعريف بازار انحصار كامل؛2. تعريف بازار انحصار چند جانبه؛3. تعريف بازار رقابت انحصاري؛4. تعريف انحصار طبيعي و كارتل؛5. انگيزه‌هاي تباني در بازار انحصار چندجانبه فروش.

يکي از پديده‌هاي مهم اقتصادي, بازار است. در اقتصاد هنگامي که از بازار بحث مي‌شود، منظور ارتباط وکنش متقابل ميان مجموعه خريداران و فروشندگان و نحوه رفتار و عکس العمل آن‌ها در برابر تغيير عوامل اقتصادي است، نه مکان خاصي که در عرف بازار ناميده مي‌شود. پيش از اين بيان کرديم که بازارها بر اساس اهميت نسبي هريک از بنگاه‌ها در بازار فروش, تعداد آن‌ها و درجه تشابه کالاهاي توليد شده به انواع مختلف طبقه‌بندي مي‌شود. در اقتصاد مواردي پيش مي‌آيد كه توليد در بازاري صورت مي‌گيرد كه يك توليدكننده بيشتر ندارد. به اين نوع بازار، «بازار انحصار كامل» گفته مي‌شود. در اين قسمت به بررسي اين نوع بازار مي‌پردازيم.

1. بازار انحصار كامل، بازاري است كه ...

Top of Form


  أ. يك بنگاه به‌تنهايي كالاي خاصي را توليد مي‌كند و هيچ بنگاه ديگري آن كالا را توليد نمي‌كند؛

  ب. ورود بنگاه‌هاي ديگر به آن صنعت ممنوع است؛

  ج. در آن فقط يك بنگاه وجود دارد و بنگاه موجود به منزله صنعت نيز تلقي مي‌شود؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. درجه قدرت انحصاري انحصارگر، به ... .

Top of Form


  أ. كشش قيمتي تقاضا براي محصول وي بستگي دارد؛

  ب. تعداد رقباي وي بستگي دارد؛

  ج. قيمت فروش بستگي دارد؛

  د. هر سه گزينه درست است.

ب. بازار انحصار كامل

تعريف بازار انحصار كامل

در اقتصاد مواردي پيش مي‌آيد كه يك بنگاه به تنهايي كالاي خاصي را توليد مي‌كند و هيچ بنگاه ديگري به دليل موانع ورود به صنعت, آن كالا را توليد نمي‌كند. چنين شرايطي در بازار «انحصار» خوانده مي‌شود. از آن‌جا كه در انحصار فقط يك بنگاه وجود دارد، در واقع بنگاه موجود به منزله صنعت نيز تلقي مي‌شود و براي كالايي كه توليد مي‌كند، جانشين مناسبي وجود ندارد؛ در نتيجه تمام بازار را در اختيار داشته و قيمت پيشنهادي و مقدار فروش وي، تحت تأثير قيمت و مقدار فروش هيچ رقيبي نيست.

براي مثال, اگر توليد دارويي در انحصار شركت خاصي باشد، در اين صورت هر مريضي بخواهد آن را تهيه کند، بايد شرايط آن شركت را بپذيرد؛ چون داروي مشابه ديگري وجود ندارد؛ بنابراين آن شركت در تعيين قيمت و مقدار، اختيار زيادي دارد؛ درحالي‌که چنين اختياري براي شركتي كه ده‌ها يا صدها رقيب دارد، مطرح نيست؛ زيرا اگر در چنين وضعيتي يك شركت بخواهد قيمت داروي خود را بالا ببرد، مريض‌ها دارو را از شركت‌هاي ديگر تهيه خواهند کرد. از اين جهت گفته مي‌شود در رقابت كامل، آزادي و اختيار مصرف‌كنندگان نسبت به انحصار بيشتر است. معمولاً انگيزه اصلي توليد در شرايط انحصار، سود بوده و انحصارگر از سود غير متعارف برخوردار است؛ زيرا وي تنها توليدكننده است و هيچ فشاري جهت كاهش قيمت در بازار وجود ندارد. در انحصار در مقايسه با رقابت كامل، مقدار عرضه كمتر و در مقابل قيمت بالاتر است.

درجه قدرت انحصاري انحصارگر، به كشش قيمتي تقاضا براي محصول وي بستگي دارد. هر چه تقاضا بي‌كشش‌تر باشد، قدرت انحصارگر در افزايش قيمت بدون كاهش مقدار فروش به مراتب بيشتر خواهد بود. اغلب توليد در شرايط انحصاري، كارآيي لازم را ندارد؛ زيرا منابع به شكل نادرستي تخصيص مي‌يابد و قيمت به مراتب بيشتر از هزينه نهايي است. به علاوه در پايين‌ترين نقطه(LAC) خود توليد نمي‌كند؛ البته تجربه نشان مي‌دهد كه در برخي صنايع (مانند مخابرات، شبكه‌هاي گاز و آبرساني و پمپ بنزين در مناطق كم‌جمعيت) انحصار به نحو بهتر و كارآتري تخصيص منابع و توليد را به همراه دارد.

يك بنگاه زماني قدرت انحصاري دارد كه بتواند بر قيمت عوامل توليد يا قيمت كالاهاي نهايي در بازار تأثيربگذارد. به عبارت دقيق‌تر، انحصار هنگامي تحقق پيدا مي‌كند كه يك بنگاه با يك منحني تقاضاي نزولي براي محصول توليدي خود روبه‌رو بوده يا با يك منحني عرضه صعودي در بازاري كه عوامل توليدي مورد نياز خود را مي‌خرد، روبه‌رو باشد.

بنگاه‌ها به ادله مختلف مي‌توانند در موقعيت انحصاري قرار گيرند. در مواردي كارآيي نسبي بالاي بنگاه نسبت به ديگر رقيب‌ها، سبب رشد بنگاه، تمركز بازار و نهايتاً موقعيت انحصاري آن مي‌شود. در موارد ديگر بنگاه‌ها با همكاري، تباني و سازش با ديگر رقيبان يا تباني با مراكز تصميم‌گيري و سياست‌گذاران اقتصادي و سياسي، موفق به كسب قدرت انحصاري مي‌شوند.

تمام انحصارهايي كه از راه تباني و سازش‌هاي صريح يا ضمني ايجاد مي‌شوند و موضوع آن‌ها اختلال در بازار رقابت آزاد باشد، «انحصارهاي زيان‌آور» تلقي مي‌شوند. هدف اين‌گونه تباني‌ها، ايجاد موانع ورود، تثبيت قيمت‌ها، محدوديت توليد، در اختيار گرفتن اطلاعات فني و تقسيم بازار است. نتيجه اين نوع انحصارها، هدر رفتن منابع براي به‌دست آوردن سودهاي انحصاري است.

منحني تقاضا در بازار انحصار كامل

منحني تقاضايي كه انحصارگر با آن مواجه است، نزولي است؛ يعني وي براي فروش بيشتر مجبور است قيمت را كاهش دهد. نمودار (17) منحني تقاضايي را نشان مي دهد كه انحصارگر با آن روبه‌روست.

نفوذ انحصارگر بر تقاضا، قيمت و مقدار محصول

انحصارگر مي‌تواند تا حدودي بر تقاضا، قيمت و مقدار توليد نفوذ داشته باشد. وي با كاهش قيمت مي‌تواند مقدار فروش خود را افزايش دهد؛ همچنين مي‌تواند با محدود کردن مقدار عرضه، قيمت پيشنهادي خود را افزايش دهد. انحصارگر به‌رغم امكان استفاده از ظرفيت توليدي بزرگتر و افزايش توليد و كاهش هزينه متوسط، حجم توليد را محدود کرده تا سود خود را حداكثر کند.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. بازاري كه يك بنگاه به‌تنهايي يك كالاي خاص را توليد کند و هيچ بنگاه ديگري به دليل موانع ورود به صنعت آن كالا را توليد نکند،« بازار انحصار كامل» خوانده مي‌شود؛

2. در بازار انحصار كامل، چون فقط يك بنگاه وجود دارد، در واقع بنگاه موجود به منزله «صنعت» نيز تلقي مي‌شود؛

3. در اين بازار براي كالايي كه توليد مي‌شود، جانشين مناسبي وجود ندارد؛

4. معمولاً انگيزه اصلي توليد در شرايط انحصار، سود بوده و انحصارگر سود غير متعارف دارد؛

5. درجه قدرت انحصاري انحصارگر، به كشش قيمتي تقاضا براي محصول وي بستگي دارد.

1. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. معمولاً انگيزه اصلي توليد در شرايط انحصار، سود است؛

  ب. انحصارگر، فقط از سود متعارف برخوردار است؛

  ج. درجه قدرت انحصاري انحصارگر، به كشش قيمتي تقاضا براي محصول وي بستگي دارد؛

  د. يك بنگاه هنگامي از قدرت انحصاري برخوردار است كه بتواند بر قيمت عوامل توليد يا قيمت كالاهاي نهايي در بازار تأثيرگذار باشد.

2. تمام انحصارهايي كه از راه تباني ايجاد مي‌شوند، ... .

Top of Form


   أ. موضوع آن‌ها اختلال در بازار رقابت آزاد است؛

  ب. هدف از تباني، ايجاد موانع ورود، تثبيت قيمت‌ها و محدوديت توليد است؛

  ج. هدف از تباني، در اختيار گرفتن اطلاعات فني و تقسيم بازار است؛

  د. گزينه «ب» و «ج» درست است.

Bottom of Form

 

3. آنچه راجع به تقاضا در بازار انحصار كامل مي‌دانيد بنويسيد.

در اقتصاد گاهي توليد در بازاري صورت مي‌گيرد كه در آن تعداد بنگاه‌ها به قدري کم است كه اقدامات هريک از آن‌ها بر فعاليت بنگاه‌هاي ديگر تأثير مي‌گذارد و به ميزان زيادي به هم وابسته‌اند. دراين‌گونه موارد تغييرات ميزان توليد، قيمت، سرمايه‌گذاري و تبليغ هريک از بنگاه‌ها، بر تصميمات ديگر بنگاه‌ها اثر مي‌گذارد؛ در نتيجه آن‌ها نيز عکس العمل نشان مي‌دهند. به اين نوع بازار، «بازار انحصار چندجانبه فروش» مي‌گويند. در اين قسمت اين نوع بازار را بررسي مي‌کنيم.

. بازار انحصار چندجانبه، بازاري است كه ....

Top of Form


  أ. در آن تعداد بنگاه‌ها به‌قدري كم است كه اقدامات هر يك از آن‌ها، بر فعاليت بنگاه‌هاي ديگر تأثير مي‌گذارد؛

  ب. بنگاه‌ها در آن وابستگي فراواني به يکديگر دارند؛

  ج. معمولاً در آن بنگاه‌ها كالاهاي قابل تمايز توليد شود؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. در بازار انحصار چندجانبه، هر بنگاه با ... .

Top of Form


  أ. منحني تقاضا با شيب مثبت مواجه است؛

  ب. منحني تقاضا با شيب منفي مواجه است؛

  ج. منحني تقاضا با شيب صفر مواجه است؛

  د. منحني تقاضاي افقي مواجه است.

ج. بازار انحصار چند جانبه فروش

بازار انحصار چندجانبه فروش، بازاري است كه در آن تعداد بنگاه‌ها به‌قدري كم است كه اقدامات هر يك از آن‌ها بر فعاليت بنگاه‌هاي ديگر تأثير مي‌گذارد و به مقدار زيادي به هم وابسته‌اند، به‌گونه‌اي كه تغييرات مقدار توليد، قيمت، سرمايه‌گذاري و تبليغ هر يك از بنگاه‌ها، بر تصميمات ديگر بنگاه‌ها در اين موارد اثر مي‌گذارد؛ در نتيجه آن‌ها نيز عكس العمل نشان مي‌دهند. براي مثال، شمار خودروهايي كه بنگاه A در يك دوره زماني معين توليد مي‌كند، تحت تأثير شمار خودروهايي است كه بنگاه B توليد مي‌كند.

معمولاً بنگاه‌ها كالاهاي قابل تمايز توليد مي‌كنند؛ يعني محصولات تمام بنگاه‌ها در بازار جانشين خوبي براي يكديگر به‌شمار مي‌روند؛ ولي كالاي هر بنگاه ويژگي‌هاي مخصوص به خود دارد. تمايز محصولات بنگاه‌ها ممكن است در جنس، طرح و نشان تجاري باشد. گاهي هم كالاي مشابه (نظير آهن) توليد مي‌كنند كه هيچ دليلي به تفاوت قيمت، باعث نمي‌شود كه خريداران، كالاي يك بنگاه را بر كالاي ديگر بنگاه‌ها ترجيح دهند. در چنين وضعيتي، فقط يك قيمت در بازار حاكم مي‌شود؛ زيرا كاهش قيمت يك بنگاه، سبب پيروي اجباري ديگران از اين كار مي‌شود. به‌طور كلي تعيين قيمت با بزرگ‌ترين بنگاه خواهد بود. هر قيمتي كه وي براي كالاي خود تعيين كند، ديگر بنگاه‌ها ناچار به پيروي‌اند.

هر بنگاهي در اين بازار، با منحني تقاضا با شيب منفي مواجه است؛ ازاين‌رو براي افزايش مقدار فروش بايد قيمت خود را پايين آورد يا به جنگ تبليغاتي متوسل شود. مزيت اين بازار اين است كه به سبب داشتن ابعاد بزرگ، داراي بهره‌وري بيشتر نسبت به بنگاه‌هاي كوچك است.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. بازار انحصار چندجانبه فروش، بازاري است كه در آن تعداد بنگاه‌ها به‌قدري كم است كه اقدامات هر يك از آن‌ها بر فعاليت بنگاه‌هاي ديگر تأثير مي‌گذارد؛

2. در اين بازار، بنگاه‌ها معمولاً كالاهاي قابل تمايز توليد مي‌كنند؛

3. هر بنگاهي در اين بازار، با منحني تقاضا با شيب منفي مواجه است؛

4. مزيت اين بازار اين است كه به سبب داشتن ابعاد بزرگ، بهره‌وري بيشتري ر مقايسه با بنگاه‌هاي كوچك دارد.

1. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. در بازار انحصار چند جانبه براي كالايي كه انحصارگر توليد مي‌كند، جانشيني مناسبي وجود ندارد؛

  ب. در انحصار، آزادي و اختيار مصرف‌كنندگان نسبت به رقابت بيشتر است؛

  ج. درجه قدرت انحصاري انحصارگر، به مقدار بزرگي بنگاه بستگي دارد؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. كدام گزينه درست است؟

Top of Form


  أ. در بازار انحصار چندجانبه، شمار كالاهايي كه بنگاه A در يك دوره زماني معين توليد مي‌كند، تحت تأثير كالاهايي است كه بنگاه B توليد مي‌كند؛

  ب. در بازار انحصار چندجانبه، توليدات بنگاه‌ها هيچ ارتباطي با هم ندارند؛

  ج. هيچ‌كدام؛

  د. گزينه «أ» و «ب» درست است.

Bottom of Form

Bottom of Form

 

در اقتصاد مواردي پيش مي‌آيد كه در بازار دو عنصر رقابت و انحصار هر دو وجود دارند؛ نه رقابت كامل است و نه انحصار كامل، بلكه وضعي بينابين دارد. از طرفي بازار، رقابتي است؛ زيرا تعداد بنگاه‌هايي که کالاهاي همانند توليد مي‌کنند، آن‌قدر زياد است که هريک نسبت به حجم کل بازار کوچک است و هيچ‌کدام نقش تعيين‌کننده‌اي بر ديگران ندارد و کالاي آن‌ها با اندک تفاوتي جانشين يکديگرند و مصرف‌کنندگان تا حد معيني به مصرف يک نوع کالا وابستگي دارند. در اين بازار در صورت افزايش قيمت محصول مورد نظر، مصرف‌کنندگان ترجيح خواهند داد که از محصولات مشابه بنگاه‌هاي رقيب خريداري کنند. اين بدان معناست که هريک از بنگاه‌ها، توان انحصاري مشخصي دارند. به اين‌گونه بازارها، «بازار رقابت انحصاري» گفته مي‌شود كه اينك به بررسي آن مي‌پردازيم.

1. بازار رقابت انحصاري، بازاري است كه ... .

Top of Form


  أ. نه رقابت كامل در آن وجود دارد نه انحصار كامل؛ بلكه وضعي بينابين دارد؛

  ب. در آن تعداد بنگاه‌هايي كه كالاهاي همانند توليد مي‌كنند، آن‌قدر زياد است كه هر يك نسبت به حجم كل بازار كوچك است و هيچ كدام نقش تعيين‌كننده‌اي بر روي ديگران ندارد؛

  ج. كالاي توليد‌شده در آن با اندك تفاوتي جانشين يكديگرند و مصرف‌كنندگان تا حد معيني به مصرف يك نوع كالا وابستگي دارند؛

  د. هر سه گزينه درست است.

2. منحني تقاضايي كه هر يك از بنگاه‌ها در اين بازار با آن روبه‌رويند، ...

Top of Form


  أ. بسيار بي‌كشش است؛

  ب. بسيار باكشش است؛

  ج. شيب صعودي دارد؛

  د. هيچ‌كدام.

د. بازار رقابت انحصاري

بازاري است كه نه رقابت كامل در آن وجود دارد، نه انحصار كامل؛ بلكه وضعي بينابين دارد. از طرفي بازار، رقابتي است؛ زيرا تعداد بنگاه‌هايي كه كالاهاي همانند توليد مي‌كنند، آن‌قدر زياد است كه حجم هر يك نسبت به حجم كل بازار كوچك است و هيچ كدام نقش تعيين‌كننده‌اي برديگران ندارد و كالاي آن‌ها با اندك تفاوتي جانشين يكديگرند و مصرف‌كنندگان تا حد معيني به مصرف يك نوع كالا وابستگي دارند. آنان در صورت افزايش قيمت محصول مورد نظر، ترجيح خواهند داد از محصولات مشابه بنگاه‌هاي رقيب خريداري كنند. اين بدان معناست که هر يك از بنگاه‌ها، قدرت انحصاري مشخصي دارند. از طرف ديگر، بازار انحصاري است؛ زيرا محصولات هر يك داراي ويژگي مخصوص به خود و قابل تمايز از محصولات ديگر بنگاه‌هاست. از صنايعي كه ويژگي‌هاي اين بازار را دارد، مي‌توان صنايع توليد مواد بهداشتي و پاك‌كننده‌ها را نام برد. اين صنايع با اين‌كه در معرض رقابت با يكديگر قرار دارند، بر حسب ويژگي‌هاي هر كدام از جهت طرح، جنس، بسته‌بندي و غيره، از مزيت انحصاري برخوردارند.

               در چنين بازارهايي خريداران به‌طور اتفاقي به فروشندگان مراجعه نمي‌كنند؛ بلكه بر اساس رجحان‌هاي خود به اين نشان يا آن نشان مراجعه مي‌كنند. مسئله تفاوت محصول، به بنگاه قدرت انحصاري مي‌بخشد. در اين صورت هر يك از بنگاه‌ها با يك منحني تقاضا با شيب منفي روبه‌روست. از اين جهت بنگاه مي‌تواند روي قيمت اثر بگذارد و كالاي خود را با قيمت بيشتر بفروشد. تحت شرايط رقابت كامل، اگر توليدكننده‌اي قيمتي بيشتر از قيمت تعادلي در بازار درخواست كند، لزوماً چيزي نمي‌تواند بفروشد؛ درحالي‌كه مي‌تواند با ايجاد تفاوت ميان كالاي توليدي خود با كالاي مشابه ديگر بنگاه‌ها، نه‌تنها كالاي خود را به فروش برساند؛ بلكه سود غير متعارفي نيز در كوتاه‌مدت به‌دست آورد. ابزارهايي كه از راه آن‌ها بنگاه مي‌تواند ميان كالاهاي خود با كالاهاي مشابه ديگر بنگاه‌ها تفاوت بگذارد؛ نوآوري، بهبودي كيفي، بسته‌بندي و تبليغات است.

منحني تقاضا در بازار رقابت انحصاري

شكل منحني تقاضايي كه هر بنگاه با آن مواجه است، از ويژگي‌هاي كالاي هر بنگاه سرچشمه مي‌گيرد. وقتي كالاها قابل تمايز از يكديگر باشند، مصرف‌كنندگان كم و بيش به نشان تجاري به خصوصي روي آورده و هميشه همان را مي‌خرند. در هر قيمتي براي هر نشاني، بعضي در آستانه روگرداني از آن و روآوردن به ديگر نشان‌هايند. هر قدر بنگاهي قيمت كالاي خود را بالاتر ببرد، مشتريان بيشتري از او روگردان شده و به ديگران رو مي‌آورند. از آن‌جا كه ديگر نشان‌ها جانشين‌هاي خوبي براي نشان او هستند، افزايش قيمتي كه باعث از دست دادن تمام مشتريان مي‌شود، چندان زياد نخواهد بود. همچنين اگر بنگاهي قيمت كالاي خود را پايين آورد، قادر خواهد بود مصرف‌كنندگان ديگر نشان‌ها را به سوي خود جلب کند. در اين حالت اين بنگاه براي جلب همه مشترياني كه در آستانه روگرداني از ديگر نشان‌هايند، لازم نيست قيمت خود را به مقدار زيادي كاهش دهد؛ بنابراين منحني تقاضايي كه هر يك از بنگاه‌ها در اين بازار با آن روبه‌رويند، بسيار باكشش است؛ زيرا كالاهاي كليه بنگاه‌ها را مي‌توان از يكديگر تشخيص داد؛ ولي جانشين‌هاي مناسبي براي هم به‌شمار مي‌آيند. نمودار (18)، نمايش منحني تقاضا در اين بازار است.

 

 نفوذ بنگاه بر تقاضا، قيمت و مقدار محصول در بازار رقابت انحصاري

بنگاه در اين بازار مي‌تواند از راه تبليغات اثر محسوسي بر مقدار تقاضا براي كالاي خود داشته باشد؛ ولي وجود جانشين‌هاي مناسب و متعدد، از کاميابي در اين امر تا حدودي مي‌كاهد. بنگاه‌ها در معرض رقابت شديد قرار دارند؛ ولي هر يك تا حدي نقشي شبيه نقش انحصارگر را دارند؛ زيرا در تعيين قيمت و مقدار محصول، اختياراتي دارند. با وجود اين اگر بنگاهي قيمت خود را خيلي افزايش دهد، تمام مشتريان خود را از دست مي‌دهد. از طرف ديگر، براي به‌دست آوردن هر تعداد از مشترياني كه توان پاسخ‌گويي به آن‌ها را دارد، مجبور نيست قيمت خود را به مقدار زيادي كاهش دهد؛ بنابراين بنگاه بين اين دو حد در تعيين قيمت و مقدار محصول، داراي اختياراتي بوده و در خارج از اين دو حد در معرض رقابت است.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. بازار رقابت انحصاري، بازاري است كه نه رقابت كامل در آن وجود دارد، نه انحصار كامل؛ بلكه وضعي بينابين دارد؛

2. در اين بازار تعداد بنگاه‌هايي كه كالاهاي همانند توليد مي‌كنند، آن‌قدر زياد است كه حجم هر يك نسبت به حجم كل بازار كوچك است؛

3. در اين بازار هيچ‌كدام از بنگاه‌ها نقش تعيين‌كننده‌اي بر ديگران ندارند و كالاي آن‌ها با اندك تفاوتي جانشين يكديگرند؛

4. محصولات هر يك از بنگاه‌ها، در اين بازار، ويژگي مخصوص به خود را دارد و مي‌توان آن را از محصولات ديگر بنگاه‌ها تشخيص داد؛

5. منحني تقاضايي كه هر يك از بنگاه‌ها در اين بازار با آن روبه‌روست، بسيار باكشش است.

1. كدام گزينه درست است؟

Top of Form


  أ. در بازار رقابت انحصاري، كالاهاي كليه بنگاه‌ها جانشين مناسبي براي هم به‌شمار مي‌آيند؛

  ب. در بازار رقابت انحصاري، كالاهاي كليه بنگاه‌ها از يكديگر قابل تمايز نيستند؛

  ج. در بازار رقابت انحصاري، اگر بنگاهي قيمت كالاي خود را پايين آورد، نمي‌تواند مصرف‌كنندگان ديگر نشان‌ها را به سوي خود جلب کند؛

  د. هيچ‌كدام.

2. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. بنگاه در بازار رقابت انحصاري مي‌تواند از راه تبليغات اثر محسوسي بر مقدار تقاضا براي كالاي خود بگذارد؛

  ب. در بازار رقابت انحصاري، بنگاه‌ها در معرض رقابت شديد قرار دارند؛ ولي هر يك تا حدي نقشي شبيه نقش انحصارگر را دارند؛

  ج. اگر بنگاهي قيمت خود را خيلي افزايش دهد، تمام مشتريان خود را از دست نمي‌دهد؛

  د. براي به‌دست آوردن مشتريان ديگر بنگاه‌ها، مجبور نيست قيمت خود را به مقدار زيادي كاهش دهد.

Bottom of Form

 

3. آنچه راجع به منحني تقاضا در بازار رقابت انحصاري مي‌دانيد بنويسيد.

گاهي، علاوه بر موارد قسمت‌هاي قبل، عوامل جغرافيايي يا فني يا ويژگي‌هاي ذاتي يك صنعت مانع مي‌شود که بيش از يك توليدكننده در صنعت وجود داشته باشد. گاهي خصوصيات جغرافيايي يک سرزمين، مالکان آن را قادر به توليد کالايي مي‌سازد که در نواحي ديگر امکان توليد آن نيست يا ويژگي‌هاي ذاتي يک صنعت و عوامل فني به‌گونه‌اي است که منافع انحصاري، بسيار بيشتر از منافع رقابت در آن صنعت است؛ در نتيجه از انحصار گريزي نيست. به اين نوع انحصار، «انحصار طبيعي» گفته مي‌شود. در اين قسمت اين نوع انحصار به همراه كارتل که نوع ديگري از انحصار است، بررسي خواهد شد.

1. مهم‌ترين انگيزه‌هاي تباني در بازار انحصار چندجانبه، عبارتند از ... .

Top of Form


  أ. كسب درآمد و حذف رقيبان كوچك؛

  ب. كاهش رقابت، افزايش قدرت انحصاري و جلوگيري از ورود ديگر بنگاه‌ها به صنعت؛

  ج. در اختيار گرفتن بازار و حداكثر كردن درآمد؛

  د. جلوگيري از ورود ديگر بنگاه‌ها به صنعت و حداقل كردن هزينه.

2. كارتل، سازماني است كه ... .

Top of Form


  أ. براي توليد بيشتر تأسيس مي‌شود؛

  ب. به اميد کاميابي اعضا در كسب سود ايجاد مي‌شود؛

  ج. از ادغام چندين بنگاه توليدي ايجاد مي‌شود؛

  د. هيچ‌كدام.

هـ. انحصار طبيعي

انحصاري است كه عوامل جغرافيايي يا فني ياويژگي‌هاي ذاتي يك صنعت، مانع از وجود بيش از يك توليدكننده در صنعت مي‌شود.گاهي ويژگي‌هاي جغرافيايي يك سرزمين، مالكان آن را قادر به توليد كالايي مي‌سازد كه در نواحي ديگر امكان توليد آن نيست يا خصوصيات ذاتي يك صنعت و عوامل فني به‌گونه‌اي است كه منافع انحصاري، خيلي بيشتر از منافع رقابت در آن صنعت است؛ در نتيجه از انحصارگريزي نيست. صنايعي مانند آب، گاز، برق، تلفن و مؤسسات تحقيقاتي، از اين قبيلند؛ زيرا ساختن چندين شبكه و مؤسسه براي آن كارها، عملي بيهوده و پرهزينه است و هزينه تسهيلات اضافي، بسي بالاتر از نفع رقابت است. در چنين مواردي دولت پا پيش مي‌گذارد و وضع را به‌گونه‌اي تنظيم مي‌كند كه همه متقاضيان بتوانند با بهاي مناسب از تسهيلات بهره مند شوند. در اين‌گونه صنايع، در دامنه‌اي از توليد بازده صعودي نسبت به مقياس حاكم است؛ يعني هزينه متوسط بلندمدت، نزولي است به‌طوري كه يك بنگاه مي‌تواند با هزينه واحد كمتر نسبت به دو يا چند بنگاه، نياز كل بازار را تأمين کند. انحصارهاي طبيعي معمولاً تحت امتياز يا حق مخصوص از طرف دولت عمل مي‌كنند.

و. كارتل

بازار انحصار چندجانبه در برخي موارد، سبب تباني ميان بنگاه‌ها مي‌شود. حداقل سه انگيزه مهم اين امر را پديد مي‌آورند: 1. كاهش رقابت و ضررهاي ناشي از آن؛ 2. افزايش قدرت انحصاري و مزاياي ناشي از آن؛ 3. جلوگيري از ورود ديگر بنگاه‌ها به صنعت. تمام اين انگيزه‌ها، به منظور در اختيار گرفتن بازار براي دستيابي به سود بيشتر است. اگر اين تباني به‌طور كامل ميان اعضا محقق شود، به آن «كارتل» مي‌گويند.

كارتل، سازماني متشكل و رسمي از توليدكنندگان در يك صنعت معين است كه به اميد کاميابي هر يك از اعضا از نظر تحصيل سود، برخي از وظايف و قدرت تصميم‌گيري مديران بنگاه‌ها به يك هيئت مركزي واگذار مي‌شود. در اين نوع كارتل كه كارتل تمركز‌يافته خوانده مي‌شود، تصميمات لازم در مورد قيمت‌گذاري، مقدار توليد، فروش و تقسيم سود را هيئت مركزي اتخاذ مي‌كند. هيئت مركزي كالاي توليد شده را مي‌فروشد و عمليات بازاريابي را انجام مي‌دهد؛ همچنين تعيين قيمت كالا و مقدار محصول را كه هر يك از رقيبان بايد توليد کنند، در حيطه وظيفه اين هيئت است. سياست‌هاي كارتل ازراه تبادل نظر و مذاكره اتخاذ مي‌شود. در نوع ديگر كارتل كه «كارتل تقسيم بازار» ناميده مي‌شود، اختيارات و وظايف كمتري به هيئت مركزي واگذار مي‌شود. در اين نوع كارتل اعضا در مورد تقسيم بازار بين خود توافق کرده و هر يك امور مربوط به بازاريابي كالاهاي خود را خويش به عهده دارند.

کارتل در برخي كشورها (مثل اِمريكا)، غير قانوني، و در برخي ديگر (مثل آلمان) قانوني است. در آلمان تشكيل كارتل به منظور عقلايي كردن توليد مجاز شمرده شده است. در سطح بين المللي نيز، كارتل‌هايي وجود دارد. سازمان كشورهاي صادركننده نفت، اوپك، از قديمي‌ترين آن‌هاست كه يك نوع كارتل تقسيم بازار شمرده مي‌شود.

در اين قسمت با مطالب ذيل آشنا شديم:

1. «انحصار طبيعي» انحصاري است كه عوامل جغرافيايي يا فني ياويژگي‌هاي ذاتي يك صنعت، مانع از وجود بيش از يك توليدكننده در صنعت مي‌شود؛

2. در انحصار طبيعي، در دامنه‌اي از توليد قانون بازده صعودي نسبت به مقياس حاكم است؛

3. حداقل سه انگيزه باعث تباني در بازار انحصار چندجانبه مي‌شود:

            أ. كاهش رقابت و ضررهاي ناشي از آن؛

            ب. افزايش قدرت انحصاري و مزاياي ناشي از آن؛

            ج. جلوگيري از ورود ديگر بنگاه‌ها به صنعت.

4. كارتل، سازماني متشكل و رسمي از توليدكنندگان در يك صنعت معيّن است كه به اميد کاميابي هر يك از اعضا از نظر تحصيل سود، برخي وظايف و قدرت تصميم‌گيري مديران بنگاه‌ها به يك هيئت مركزي واگذار مي‌شود؛

5. در نوع ديگر كارتل، اعضا در مورد تقسيم بازار بين خود توافق کرده و هر يك امور مربوط به بازاريابي كالاهاي خويش را خود به عهده دارند.

1. انحصار طبيعي، انحصاري است كه ... .

Top of Form


  أ. دولت مسبب به‌وجود آمدن آن است؛

  ب. در محصولات كشاورزي شكل مي‌گيرد؛

  ج. عوامل جغرافيايي يا فني يا ويژگي‌هاي ذاتي يك صنعت سبب ايجاد آن است؛

  د. در منابع طبيعي مثل زمين و مواد معدني ايجاد مي‌شود.

2. كدام گزينه نادرست است؟

Top of Form


  أ. انحصار طبيعي، انحصاري است كه ويژگي‌هاي ذاتي يك صنعت مانع از وجود بيش از يك توليدكننده در صنعت مي‌شود؛

  ب. صنايعي مانند آب، برق و گاز، از مصداق‌هاي انحصار طبيعي است؛

  ج. كاهش رقابت يكي از عوامل تباني در بازار انحصار چندجانبه است؛

  د. هيچ‌كدام.

3. انواع كارتل را تعريف كنيد.

اوپک

سازمان کشورهاي صادرکنندة نفت. سازماني که آن را کشورهاي توليد و صادرکنندة عمدة‌ نفت در سال 1960 تأسيس کردند تا سياست‌هاي کشورهاي عضو در زمينة صدور و قيمت‌گذاري نفت را هماهنگ و يکپارچه سازد. اعضاي مؤسس اين سازمان عبارت بودند از ايران، ‌عراق، کويت، ليبي، عربستان سعودي و ونزوئلا. پس از تأسيس اوپک، کشورهاي الجزاير، اندونزي،‌ قطر، ابوظبي (امارات متحدة عربي)، نيجريه، اکوادور و گابن نيز در مراحل مختلف بدان پيوستند. پيشنهاددهندة اصلي تشکيل اوپک، ونزوئلا بود.